تبليغاتX
maremmat-sabzevar.blogfa.com

کاروانسرای زعفرانیه سبزوار

تازه ترين بررسي هاي باستان شناسان در روستاي زعفرانيه سبزوار به كشف يك قلعه دفاعي متعلق به دوره سلجوقيان(900سال پيش) منجر شد.نوع معماري اين قلعه نشان از اضطراب سياسي مردم در دوره سلجوقي در اين منطقه دارد.شاخص ترين اثر روستاي زعفرانيه كاروانسراي زعفرانيه يكي از زيباترين و باشكوهترين كاروانسراهاي كشور است كه از نظر تاريخي به دوره قاجاريه بر مي گردد. سردر بسيار رفيع، تزئينات آجركاري بسيار زيبا، چهار برج در چهارگوشه بنا و سه نيم برج در حد وسط برج ها، تزئينات مقرنس هاي گچ بري و... اين بنا را منحصر به فرد كرده است. «محمد عبدالله زاده ثاني»، باستان شناس اداره ميراث فرهنگي و گردشگري سبزوار گفت: «بررسي هاي باستان شناسي پيرامون كاروانسراي زعفرانيه در روستاي زعفرانيه به شناسايي يك قلعه منجر شد. سفال هاي پراكنده درسطح قلعه نشان مي دهد اين قلعه متعلق به دوران سلجوقي است. بافت اين قلعه درون گرا است و از ضلع شمالي قلعه با بافت هاي اطراف ارتباط داشته است.نوع معماري بنا، كشيدگي ديوارها و بسته بودن حصار قلعه نشان از اضطراب سياسي حاكم بر آن دوران دارد.همين اضطراب باعث شده است كه مردم در اين دوره در پناه حصار قلعه زندگي كننداو گفت: « بعد از اينكه اين اضطراب سياسي رفع شده است مردم از اين قلعه بيرون آمده و در اطراف اين قلعه به زندگي خود ادامه داده اند. وجود يك چاپار خانه با پلان(معماري) مستطيل شكل مويد آن است.اين چاپار خانه براي كنترل آمد و شد كاروانيان و مسافراني بوده است كه اين منطقه عبور كرده اند. سفرنامه تاورنيه سياح كه شاهد نظارت چاپار خانه بر آمد و شد مسافران بوده، مويد اين حرف استعبدالله زاده گفت: «يك مسافرخانه نيز شناسايي شده است كه يادگاري از سال هاي 1200 تا 1100 هجري قمري است. بركنار آن بقاياي يك يخچال و يك آسياب نيز ديده مي شود


 

تهیه کننده محمد عباسی در سه شنبه هجدهم تیر 1387 ساعت 23:11 موضوع | لینک ثابت


هنوز فرياد سربداران در روستاي باشتين سبزوار طنين انداز است

بيهق نام ديرينه ناحيه‌اي از خراسان بوده است كه اكنون آن را سبزوار خوانند.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بلاگر
http://aryamehr.blogfa.com در معرفي شهرستان سبزوار مطالب متنوعي نوشته است. در يكي از اين مطالب آمده است: سبزوار از دير زمان مهد دانش و فرهنگ بوده و جايگاه خاصي را از اين نظر در ميان شهرهاي ديگر به خود اختصاص داده است. سابقه فرهنگي اين شهر آن چنان با ارزش است كه هر انساني با اندك مطالعه و توجه در مورد آن به اهميت مطلب پي مي‌بردو اين سابقه فرهنگي به زمان فتوحات اسلام و اوايل دوران حكومت اسلامي مي رسد.

بخصوص در دوره حكومت اموي، صحابه پيامبر كه دوستدار خاندان اهل بيت عليه السلام بوده و مخالف حكومت ستم پيشه اموي به شمار مي‌آمدند براي دور ماندن از فشارها و تهديدهاي آنان به خراسان، به خصوص شهر بيهق روي آورده و اين ديار به عنوان پناهگاه آنان محسوب مي شد. از جمله ابورفاعه كه يكي از صحابه بزرگ پيامبر اكرم (ص)به شمار مي‌آمد سرنوشتي بدين صورت داشت.
در ميان سبزواري‌ها افراد بزرگواري در صحنه علم و ادب و زهد و تقوا پا به عرصه وجود گذاشتند كه در پيشرفت و توسعه فرهنگ و تحولات سياسي اجتماعي بيهق نقش بسزايي را ايفا كردند كه به عنوان نمونه در صحنه فرهنگي بايد به بزرگواراني از جمله ابوالحسن بيهقي مؤلف تاريخ بيهق و ابوالفضل بيهقي صاحب تاريخ مسعودي و ديگران اشاره كرد.
در صحنه تحولات اجتماعي بايد به حركت عظيم سربداران اشاره نمود كه نهضتي شيعي را در مقابل ايلخانان مغول بوجود آوردند و اين جوشش اجتماعي حكومت سربداريه را در حدود نيم قرن در نواحي وسيعي از سرزمين ايران برقرار نمود.
بايد گفت حيات هر قومي بسته به فرهنگ و دانش آن مرز و بوم دارد و اينكه آنان تا چه حد از علم و تمدن بهره داشته اند، نقش مؤثري در افتخارات آن قوم دارد و اين افتخار حاصل نمي گردد جز اينكه ميان قوم، بزرگان و علما و دانشمنداني پا به عرصه ظهور نهاده باشند. و از آنجا كه سبزوار نيز داراي چنين افتخاراتي در گذشته بوده است، پس بهتر آمد تا بر تلاش و كوشش آنان ارج نهاده از سرمايه هاي مفيد آنان بهره ببريم و آيندگان را نيز مشمول اين فضيلت گردانيم.
فقها و محدثان
علي ابن ابراهيم بيهقي
ابوبكر احمد ابن بيهقي
بيهقي(ابوطيب محمد ابن علي)
بيهقي(محمد ابن سعوديه)
بيهقي(ابو علي حسين ابن احمد)
بيهقي(ابن ابي طيب)
بيهقي(ابوالفرج يعقوب)
بيهقي(ابو سعد محسن ابن محمد)
بيهقي(ابراهيم جعفر)
ابوالفتح سهل ابن علي ارغياني
بيهقي(ابو سعيد زيد)
بيهقي(ابو علي احمد)
بيهقي(احمد ابن حسين)
بو جعفرك بيهقي
ابو القاسم زيد ابن حسين بيهقي
بيهقي(برزهي)
بيهقي(ابو منصور علي)
بيهقي(ابو الحسين زيد)
بيهقي(بهاء الدين محمد)
بيهقي(ابوالحسن علي)
بيهقي(شيخ ابو الحسن عبيدالله)
قطب الدين كيدري بيهقي

ابوالمحاسن مسعود بن علي صواني بيهقي

حسين ابن علي بن عبد الصمد تميمي سبزواري
طبرسي
واعظ شيعي
محقق سبزواري
علامه حاج ميرزا حسن سبزواري
حاج ميرزا ابراهيم شريعتمداري
شيخ عبدالله قاضي سبزواري
حاج ميرزا حسن علوي سبزواري
السيد عبدالله برهان المحققين
حاج ميرزا حسين سيادتي
حاج ميرزا حسين فقيه سبزواري
السيد محمد مهدي علوي سبزواري
عبدالعلي سبزواري
عرفا
امام الحرمين جويني
شيخ سعدالدين حموئي
شيخ محمد علي مؤذن سبزواري
حاج ملا هادي سبزواري

حاج ميرزا اسماعيل سبزواري
شعرا
بيهقي (محمد بن عبد الرزاق)
بيهقي( ضياء الدين)
ابن يمين فريومدي
اوحد سبزواري
امير شاهي سبزواري
كمالي سبزواري
محمد هاشم افسر
ادبا

بونصر مشكان
خواجه ابوالفضل بيهقي
ابو سعد محسن بن محمد بن كرامه بيهقي
ابوالحسن بيهقي
مجد الدين ابوالبركات فضل ابن علي بيهقي
عطاملك جويني
خواجه شمس الدين محمد جويني
معين الدين جويني

واعظ كاشفي


شخصيت هاي سياسي و فرهنگي
عبد الرزاق باشتني
خواجه وجيه الدين مسعود باشتني
آقامحمد آي تيمور
كلواسفنديار
خواجه شمس الدين علي چشمي
خواجه يحيي كرابي
خواجه ظهيرالدين كرابي
پهلوان حيدر قصاب

خواجه لطف الله باشتني
پهلوان حسن دامغاني
امير شمس الدين فضل الله باشتني سبزواري
خواجه علي مؤيد
شيخ محمد تقي بهلول
دكتر قاسم غني
محمد تقي شريعتي
دكتر علي شريعتي
بر خلاف تصور عمومي كه سبزوار و بيهق را يك شهر قلمداد مي كنند، بررسي هاي جغرافيايي تاريخي نشان مي دهد كه هر چند شهر سبزوار بعداً جانشين شهر بيهق شده و عملاً همان نقش و بلكه گسترده‌تر را در اين ناحيه از كشور ايفا نموده است، و ليكن اين دو شهر به لحاظ جغرافيايي بر هم منطبق نبوده و به لحاظ تاريخي هم تقدم و تاخر داشته اند. شهر بيهق كه قدمت بيشتري داشته است در حول و حوش روستاي فعلي خسروگرد واقع در 6 كيلومتري سبزوار فعلي استقرار داشته است. كه بعداً رو به ويراني نهاده و كم كم قصبه سبزوار در محدوده مركزي شهر سبزوار فعلي رونق گرفته و وسعت و توسعه يافته است.


وجه تسميه سبزوار

در مورد وجه تسميه شهر سبزوار مؤلف كتاب تاريخ بيهق اين چنين توضيح مي دهد: ... و گفته اند كه سبزوار را ساسويه بن شاپور الملك بنا كرد و شاپور آن بود كه نيشابور را بنا كرد. سبزوار در اصل ساسويه آباد بوده است و گفته اند اين ساسويه، يزد خسرو بود كه خسرو شير جوين و خسرو آباد بيهق و خسرو جرد را بنا كرد.

ابن فندق در معرفي شهر سبزوار اينگونه ادامه مي دهد: سبزوار شهري بزرگ شد، با انواع درخت ميوه دار و سايه بخش پس مردمان اينرا سابزوار يعني سازوار. و گفتند: سبزوار «كجنات تجري من تحتها الانهار» و عمارتها و بازارها و محله هاي سبزوار متصل گشت تا به ديد ايزي از راه زورين و هنوز اطلال آن عمارت باقي است»

اين شهرستان از جمله 4 شهر اوليه است كه در ايران به مذهب اثني عشري گرويد. فرهنگ غني تشيع در اين منطقه موجب شد تا سبزوار خاستگاه نهضت انقلابي و شيعي سربداران عليه حكام ستمگر مغول گردد.

نهضت سربداران كه از روستاي باشتين سبزوار آغاز شد رفته رفته قسمت اعظم نواحي مركزي خراسان بزرگ تا حدود هرات و ولايت تومس(استان سمنان فعلي) را در بر گرفت و حكومت سربداران در اين ناحيه از ايران تشكيل گرديد. سبزوار پايتخت اين سلسله شد و همين سربداران بودند كه براي تحكيم مباني فقهي تشيع از شهيد اول خواستند تا يك دوره فقهي تاليف و به سبزوار ارسال دارد و كتاب لمعه را آن عالم بزرگوار به همين منظور تدوين نمود.

بزرگاني چون ابوالفضل بيهقي مؤلف تاريخ مسعودي، ابوالحسن زيد بيهقي، ابن يمين فريومدي …و حكيم عالي قدر و فيلسوف شرق حاج ملاهادي سبزواري در اين ولايت پا به عرصه گيتي نهاده اند. معروف است كه شيخ طبرسي به مدت سي سال در اين شهر سكني گزيده و به قولي تفسير مجمع البيان را در همين شهرستان تاليف نموده است. همچنين جا دارد از دكتر شريعتي كه از كوير محروم اين منطقه به جهان اسلام تقديم شده است نيز ياد كرد.


آثار تاريخي

نشانه هاي ديرپاي و شكوه و عظمت فرهنگ و تمدن شهر سبزوار آثار و ابنيه و محوطه هاي باستاني متعدد و متنوعي است كه در سرتاسر شهرستان بر جاي مانده و هر يك بيان كننده ارزشهاي ديني، فرهنگي و فني مي باشد.

كهن ترين محوطه هاي باستاني سبزوار كه بقاياي آبادي هاي وسيع و معتبر مي باشند پيشينه اي از پنج تا سه هزار سال دارند. از دوران تاريخي نيز تا كنون حداقل يك مجموعه معماري متعلق به ساسانيان در ريوند سبزوار بر جاي مانده است. اما عصر طلايي شكوفايي فرهنگ و تمدن منطقه، قرون اوليه‌ اسلام تا اواخر قرن هشتم هجري بوده كه آثار و نشانه هاي آن دوران در عرصه وسيع سبزوار شناسايي شده اند. مساجد و بناهاي مذهبي در سبزوار فراوان است و به لحاظ كاربري عمومي و اعتقادي از استحكام و صلابت خاصي برخوردار مي باشند. سبك معماري، تزئينات و كتيبه هاي آنها بيشترين آگاهي از جايگاه والاي سبزوار در عرصه فرهنگ و تمدن ايران زمين ارائه مي كنند.


بناها

مسجد جامع قرن8(ه.ق)

مسجد پامنار صفويه

مصلي قرن8(ه.ق)

مناره خسروگرد قرن 8(ه.ق)

مزار امامزاده شعيب صفويه

آرامگاه حاج ملاهادي قاجاريه

رباط فرامرز خان قاجاريه

مسجد خسروشير ايلخاني

مسجدآق قلعه ايلخاني

آرامگاه نجم الدين كبري سلجوقي

چهارتاقي ريوند ساساني

كاروانسراي مزينان صفويه

كاروانسراي ريوند صفويه

كاروانسراي سرپوش قاجاريه

كاروانسراي زعفرانيه صفويه-قاجاريه

مسجد پايين قلعه صفويه

رباط مهر صفويه

مسجد جامع چشام 791(ه.ق)

امامزاده آزادور ايلخاني-تيموري-صفويه)سید حسن غزنوی)

امامزاده بي بي عليه خاتون اسلامي

كاروانسراي صالح آباد قاجار

مقبره ابوالحسن بيهقي اسلامي

قلعه كهنه ششتمد قرن6و7(ه.ق)

                                                                                                                               ايسنا


 

تهیه کننده محمد عباسی در سه شنبه هجدهم تیر 1387 ساعت 23:6 موضوع | لینک ثابت


تدوين منشور مرمت

 

 آثار تاريخي- فرهنگي را از تخريب نجات مي‌دهد

نبود منشور مرمت و يك نظام انديشه‌اي جامع براي نگهداري و مرمت آثار تاريخي در ايران، ماندگاري اين آثار را با تهديد روبه‌رو كرده و با تخريب آثار تاريخي، گنجينه‌هاي اطلاعاتي ارزشمندي از گذشتگان نيز نابود مي‌شود.

به عقيده كارشناسان پراكندگي و تفاوت در عقايد مربوط به حفاظت و مرمت آثار تاريخي از جمله مشكلاتي است كه در مسير نگهداري و مرمت آثار تاريخي وجود دارد. چنانكه رييس پژوهشكده حفاظت و مرمت آثار تاریخی-فرهنگی نيز در اين باره معتقد است كه يكي از مشكلات عمده مرمت و حفاظت در كشور، نبود يك زبان مشترك ميان كارشناسان اين رشته و ديگراني است كه با موضوع ميراث فرهنگي آشنا هستند و در حوزه‌هاي ديگر فعاليت مي‌كنند.

 «دکتر رسول وطن‌دوست» با تاكيد بر اهميت ايجاد يك نظام يكپارچه در انديشه‌هاي حفاظتي و مرمتي آثار تاريخي آن را به معناي همسو كردن تمامي افكار نظري و مهارت هاي عملي نمي‌داند.

به عقيده وي، براي ايجاد يكپارچگي در انديشه‌هاي مرمتي نبايد همه مرمتگران بدون خلاقيت صرفا به انجام اموري از پيش تعيین‌شده اقدام كنند چرا كه «مرمت» يك كار علمي هنري است. علم در چارچوب‌هاي مشخص جاي دارد و هنر به خلاقيت نيازمند است. آميزه مناسب اين دو است كه مرمت انجام‌شده را مورد تائيد و مرمتگر مسئول را موفق مي‌سازد.

يكپارچگي در انديشه‌هاي مرمتي يعني پذيرش معيارهاي ارزشي مرمت، به طوري كه «كجايي»، «تعلق زماني» و نهايتا «چرايي» اثر توسط مرمتگر دچار خدشه نشود.

وطن‌دوست مي‌گويد: «يكپارچگي در انديشه‌هاي مرمتي يعني پذيرش معيارهاي ارزشي مرمت، به طوري كه «كجايي»، «تعلق زماني» و نهايتا «چرايي» اثر توسط مرمتگر دچار خدشه نشود. براي مثال لازم است كه مرمتگر مسئول با «اصالت» يك اثر كه مي‌‌تواند يك شي و يا يك محوطه بزرگ تاريخي باشد، كاملا آشنا باشد. نبود آگاهي و يا نقص آگاهي نسبت به مفهوم «اصالت»، مي‌تواند مرمتگر را بي‌اختيار به سمت تبديل شدن به يك عامل تخريب سوق دهد. مرمتگر در انديشه خود در جهت حفظ ارزش‌ها و انتقال پيام فرهنگي اثر گام برمي‌دارد، در حالي كه در واقع، در درازمدت نقش تخريبي او بر اثر فرهنگي هويدا مي‌شود.»

مسئولان و كارشناسان در بحث نگهداري و مرمت اصولي آثار تاريخي به دنبال يافتن راهكارهاي نظري و عملي هستند كه مشكلات اين عرصه را از ميان بردارد. استانداردهاي جهاني همه گواه اين امر هستند كه تدوين اصول و قوانيني متناسب با شرايط بومي هر منطقه مي‌تواند در حفاظت، احيا و مرمت اصولي آثار تاريخي نتايج مطلوبي را به دنبال داشته باشد. از اين رو ايكوموس تهيه و تدوين قوانيني در قالب منشور مرمت را براي كشورهاي عضو الزامي مي‌داند.

 آثار تاريخي ايران منشور مرمت ندارند اگرچه از چندي پيش اعضاي ايكوموس ايران نيز تلاش‌هايي را براي بستن قرارداد با سازمان ميراث فرهنگي پيشين و سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري كنوني انجام داده‌اند تا منشور مرمتي را به منظور پاسخگويي به نيازهاي مرمتي آثار تاريخي ايران تدوين كنند اما تاكنون اين امر به نتيجه نرسيده و هنوز مرمت در ايران بدون وجود قوانيني جامع صورت مي‌گيرد.

وطن‌دوست نيز تدوين منشور مرمت را الزامي مي‌داند و مي‌گويد:«ضروري است متخصصان و انديشمندان رشته حفاظت و مرمت آثار تاريخي به هر طريق ممكن نسبت به ايجاد يك فرهنگ تخصصي اقدام كنند. نابساماني در شيوه‌هاي مرمت تهديدهاي عمده‌اي براي ميراث فرهنگي كشور به وجود مي‌آورد. نبود هماهنگي در روش‌هاي مرمتي تنها برعهده مرمتگران نيست، بيشتر نبود يك تشكيلات منسجم و فقدان آيين‌نامه‌ها، دستورالعمل‌ها و منشورها است كه چنين مشكلي را پيش روي ما قرار داده است.»

ايكوموس تهيه و تدوين قوانيني در قالب منشور مرمت را براي كشورهاي عضو الزامي مي‌داند.

وي تاكيد مي‌كند:«هر چند منشورهاي جهاني حفاظت و مرمت مفاهيم و ضرورتهاي كلي را بيان كرده و تبيعت از آنها براي كشورهاي مختلف تقريبا به صورت يك اصل در آمده است، به‌دليل نبود يك نظم نظارتي جهاني و به تبع آن نبود نظام نظارتي در كشورهاي مختلف هنوز اين مشكل به طور اساسي از بين نرفته است. از اين رو بديهي است تدوين منشورهاي ملي مرمت بدون اتكا به تجربيات مرمتي ممكن نيست و بايد طرح‌هاي متعددي به اجرا در آيد، نقاط ضعف و نقاط مثبت آنها تعيين شود و بر پايه تجربيات اصلي و با وام‌گيري از دانش جهاني به همراه تجربيات علمي و عملي هر كشور منشورهاي مرمتي ملي تدوين شود.»

وطن‌دوست درباره پيشينه نگهداري و مرمت آثار تاريخي در ايران مي‌گويد:«هر چند حفاظت و نگهداري از آثار فرهنگي موضوع تازه‌اي در فرهنگ سنتي ايران نيست اما مدت زيادي از نگاه فراگير و كاوشگرانه نسبت به اين حوزه فرهنگي نمي‌گذرد. حفاظت از بناهاي تاريخي يا اشيا و تزيينات معماري به طور سنتي در فرهنگ گذشته ما رواج داشته است. بازسازي مساجد، با توجه به نقش محوري آن در زندگي روزمره ايرانيان يكي از دلايل اثبات اين امر است. يعني در بسياري از موارد كمك مردم به نگهداري يك مجموعه فرهنگي جزئي از مسئوليتها و خواسته‌هاي آنها به‌شمار مي‌رفته است. بزرگان و فرمانروايان گذشته اين مرزوبوم نيز همت زيادي در حفاظت از ارزش‌هاي فرهنگي زمان خود داشته‌اند. نمونه روشن اين امر را نيز مي‌توان در كتيبه‌هاي برخي از شاهان بزرگ هخامنشي مشاهده كرد.»

 

پيشينه مرمت در ايران

اكنون حدود بيست سال از زماني كه حفاظت و مرمت آثار فرهنگي به صورت نظام‌مند در كشور آغاز شده، مي‌گذرد. پيش از آن نيز هيات‌هاي كاوش‌هاي باستان‌شناسي گاه با به‌كارگيري فرد يا افرادي به‌عنوان مرمتگر به طور بسيار محدود و صرفا براي ارايه كمك‌هاي اوليه به اشيا مكشوفه و بيشتر براي زدودن سريع و همراه با تخريب لايه‌هاي مختلف از روي برخي از اشيا براي يافتن خطوط و تزيينات زير آنها اقدام مي‌كردند.

رييس پژوهشكده حفاظت و مرمت مي‌گويد: «در سالهاي نخستين دهه 1350 براي نخستين بار موضوع ايجاد كارگاه و آزمايشگاه مرمت در مركز باستان‌شناسي سابق در دستور كار فعاليت‌هاي اين مركز قرار گرفت و براي نخستين بار به تخصص‌هايي همچون شيمي و فيزيك براي برخوردي موشكافانه‌تر با موضوع مرمت توجه شد. در همان سال‌ها نخستين كارگاه مرمت در يك اتاق كه بعدها به تدريچ گسترش يافت در زيرزمين ساختمان مركز باستان‌شناسي سابق كه اكنون به ميراث فرهنگي تهران تعلق دارد تاسيس شد و در واقع از همان‌جا قدم گذاشتن در راهي طولاني كه بخش اندكي از آن تاكنون طي شده است، آغاز شد.»

به گفته وطن‌دوست، به رغم گذشته طولاني و تجربيات حاصل از فعاليت‌هاي ميداني و قرار گرفتن موضوع حفاظت و مرمت آثار تاريخي در نظام دانشگاهي كشور، هنوز تا رسيدن به جايگاه آرماني اين علم و هنر راه زيادي باقي است.

وطن‌دوست نظام حفاظتي و مرمتي كشور را به سه بخش پژوهش، امور ستادي و امور اجرايي تقسيم مي‌كند و مي‌گويد: «هرچند تاكنون تلاش‌هاي زيادي در حوزه امور ستادي مرمت اشيا و تزيينات وابسته به معماري صورت گرفته اما در مقايسه با موضوع مرمت بناهاي تاريخي هنوز فاصله بسيار زيادي تا رسيدن به نقطه آرماني وجود دارد. امور ستادي مرمت اشيا فرهنگي - تاريخي به يك انديشه كلي و جمع‌بندي نظرهاي مختلف نياز دارد. هماهنگي بين كارشناسان مرمت و موزه‌داران، جمع‌داران، باستان‌شناسان و كارشناسان ديگري كه به نحوي در ارتباط با اين موضوع هستند ضروري است.»

به عقيده وطن‌دوست، تعريف و تدوين وظايف «مرمتگر» از يك سو و تعريف و تدوين وظايف «موزه‌دار»، «جمع‌دار»، «باستان‌شناس» در ارتباط با «مرمتگر» نيز الزامي است. هر چند اين امر يكباره محقق نمي‌شود و تنها با گفتگو و بهره‌گيري از نظرهاي ديگران است كه مي‌توان به راه قابل قبول و كارا دست يافت.

 

آثار تاريخي پيوند ديروز به امروز

اطلاعاتي كه آثار تاريخي در مورد پيشينيان براي نسل‌هاي بعدي به همراه آورده‌اند آن چيزي است كه بر اهميت ماندگاري آثار مهر تاييد مي‌زند. كاوش در اين آثار و سعي در شناسايي آداب و رسوم گذشتگان و هر آنچه كه به تمدن‌هاي پيشين تعلق دارد نسل‌ها را به هم پيوند مي‌زند.

«شهرزاد امين‌شيرازي»، كارشناس پژوهشكده حفاظت و مرمت درباره نقش آثار تاريخي در شناخت گذشتگان مي‌‌گويد: «هدف اصلي از انجام فعاليتهاي مرمتي و حفاظتي عبارت است از حفاظت شي يا اثر. حفاظت به طور منطقي و عام يعني حد نهايي تضمين براي انتقال اطلاعات از امروز به فردا. با اين ديدگاه اثر حاوي اطلاعاتي است كه به عنوان نماينده‌اي از يك تفكر و تمدن خاص آنها را در اختيار بيننده و يا محقق مي‌گذارد. تضمين مطرح در رابطه با اين اطلاعات يعني اين كه ما بايد به نحوي اقدام كنيم كه اين اطلاعات تا حدامكان به طور كامل و دست‌نخورده در اختيار شخصي قرار گيرد كه با اين اثر روبرو مي‌شود.»

امين‌شيرازي بر اين باور است كه اطلاعاتي كه شي به همراه دارد يعني همه دريافت‌هايي كه در اثر برخورد با شي كسب مي‌كنيم. اين اطلاعات را مي‌توان به دو دسته تقسيم كرد كه با اسامي مختلفي چون اطلاعات كهن يا اطلاعات معاصر در مورد آنها صحبت مي‌شود.

به گفته وي اطلاعات كهن يا اطلاعات ذاتي داده‌هايي هستند همچون اطلاعاتي در مورد باستان‌شناسي، مردم‌شناسي، تاريخ هنر و يا تكنولوژي. اين داده‌ها متعلق به خصوصيات اصلي شي هستند.

اين كارشناس همچنين اطلاعات معاصر يا اطلاعات اكتسابي را مجموعه‌اي از اطلاعات عنوان مي‌كند كه يك مرمتگر و حفاظتگر از شي دريافت مي‌كند، اطلاعاتي در مورد فرآيندهاي فرسايشي، اطلاعات آسيب‌شناسي و نيازهاي حفاظتي – مرمتي يك شي‌.

وي تاكيد مي‌كند: «مجموعه اطلاعاتي كه شي به ما مي‌دهد، مي‌تواند هويت متمايز اثر را بسازد، يعني شخصيت شاخص اثر را تعيين مي‌كند. بنابراين هويت هر اثر بستگي به اطلاعات دارد. اگر اين فرض را در نظر داشته باشيم، بنابراين مي‌توان براي هر شي دو گونه هويت را در نظر گرفت كه يكي از آنها منفرد و وابسته به ذات شي است و ديگري هويت وابسته كه در برگيرنده ارتباط شخصيت شي با مجموعه آثاري است كه به آن تعلق دارد.»

وي در تعريف مجموعه اشيا مي‌گويد:«تعدادي از اشيا كه داراي يك محور مشترك باشند را يك مجموعه از اشيا مي‌گويند. اين محور مشترك مي‌‌تواند تعلق اجزا به يك دوره، فرهنگ يا تمدن خاص باشد.»


 

تهیه کننده محمد عباسی در دوشنبه هفدهم تیر 1387 ساعت 16:31 موضوع | لینک ثابت


هور باز زنده سازي آرامگاه اسرار - نيما ولي بيگ

هور ساماندهي بناي حاج ملاهادي سبزواري اين بنا واقع در ميدان كارگر سبزوار متعلق به دوره قاجاريه با مالكيت شخصي به شماره ثبت 1334 به ثبت آثار ملي ايران رسيده است. اين بنا به روايتي در سال 1290 قمري توسط يكي از درباريان ناصرالدين شاه (ميرزا يوشي مستوفي الممالك) در ملك مزروعي حاج ملاهادي بنا گرديد. اين بنا در سال 1352 شمسي براي اولين بار مرمت گرديد. البته اقدامات ديگري نيز در سالهاي بعد براي حفظ بنا انجام پذيرفت. اين بنا به صورت يك كوشك در باغي كوچك بنا شده است. كوشك به شكل پلان چليپا شكل مي‌باشد كه حجراتي در اطراف آن را احاطه كرده است. تعدادي طاق نما نيز در ضلع جنوبي و شمالي تزيين كننده بنا مي‌باشد. دو باغچه پس از ورودي در جلو بنا مقابل كوشك قرار گرفته دو باغچه ديگر در دو جناح شرقي و غربي كوشك واقع شده است و دو باغچه بزرگ نيز به شكل مستطيل در سمت جلو بنا واقع شده است. عمارتي در جبهه جلو بنا مكمل فضاهاي بنا مي‌باشد اين عمارت در دو طبقه احداث شده است. بنا از آجر با ملات گچ و گچ خاك تشكيل شده است كه آرايه‌هايي از جنس كاشي معرق در طاق نماها و حجرات كناري تزيين بخش بنا مي‌باشد. داخل آرامگاه كه به شكل چليپا مي‌باشد از پلان‌هاي 4 صفه‌اي تبعيت كرده. يعني 4 طاق آهنگ پوشش دهنده 4 صفه و طاقي كلمبوس پوشش دهنده فضاي اصلي است كه به شكل گنبد درآمده است. در زير گنبد يعني در روي پوشش آهيانه آن تزئينات يزدي بندي به شكل پركار ارائه داده است. در سالهاي گذشته و قبل از مرمت بنا در سال 66 و 67 اين قسمت پوشش گچي داراي تزئينات آينه‌كاري بوده است كه پس از مرمت به دليل ريزش قسمتي از آنها ديگر تزئينات آينه‌كاري بازسازي نشده است. پوشش روي گنبد به شكل كاشي‌كاري شده از جنس كاشي نره مي‌باشد كه چندين بار تا به حال بازسازي شده است. اين كاشي‌هاي به رنگ آبي فيروزه‌اي پوشش دهنده گنبد در مقابل اثرات جوي مانند رطوبت ناشي از باد، باران مي‌باشد. گنبد بنا بر خلاف تمامي گنبدهاي معماري سنتي ايران براساس چند نيم‌دايره بنا شده است و همانگونه كه مي‌دانيم گنبدي كه با استفاده از چند نيم‌دايره احداث شود بسيار نامقاوم در مقابل بارهاي وارده بوده و در قسمتي شكمگاه دچار ترك‌هاي عميق مي‌شود. مانند ترك‌هايي كه هم اينك در روي آهيانه گنبد مي‌توان ديد. در عمارت جنوبي بنا يك اتاق در قسمت وسط به همراه دو اتاق كشيده در اطراف مانند پلانهاي سه دري واقع در خانه‌هاي قديمي قابل مشاهده است. دو اتاق در حكم بروار براي اين ميانبار مي‌باشد كه خنثي كننده نيروهاي طاق ميان‌بار نيز هستند. از طرفي يكي از اين بروارها داراي پلكاني براي دسترسي به اشكوب هم است. اشكوب دوم نيز اتاقي است كه روي اين فضا را پوشش داده است. بنا در لچك‌هاي داراي تزئينات آجري به شكل چيدمانهاي مختلف آجري مي‌باشد. بعضي از اين طاق نماها قبلاً راههايي به قسمت‌هاي اطراف داشته كه دسترسي‌هاي ديگر بنا را فراهم مي‌كرده است. كاربري‌هاي گوناگون بنا: از زماني كه بنا در ملك شخصي ملاهادي احداث شد قسمت كوشك بنا كاربري آرامگاه خود را حفظ كرده است. و قسمت عمارت جنوبي در ابتدا كه در دست مالكين آن بود به شكل فضاهاي انبار و اتاقهايي كه گاه‌گاه مورد استفاده قرار مي‌گيرد بوده است. ولي دير زماني نيست كه بنا به دفتر ميراث فرهنگي شهرستان تبديل شده است و فضاهاي گوناگون داراي كاربري‌هاي مختلف شده است. نقد طرح باززنده‌سازي بنا: در داخل فضاي كوشك مانند در شمال شرق كوشك حجرة آن تبديل به فضاي اتاق نگهبان شده است. و حجرة ضلع شمال غرب بنا تبديل به انباري براي اداره ميراث فرهنگي شده است. دو اتاقك سمت جنوب شرقي به ترتيب تبديل به حجره سرايدار و حجره‌هاي معاونت وپژوهشي بدل گشته است. و از حجره‌هاي جنوب غربي بنا به ترتيب تبديل به انباري مقبره و دفتر معاونت معرفي و آموزشي شده است. عمارت جنوبي نيز در طبقه پايين تبديل به قسمت‌هاي مختلف اداره ميراث شده است. ميان‌وار وسط به قسمت دفتر اداري ميراث بروار غربي به دبيرخانه سازمان و اتاقك در طبقه دوم در قسمت وسط به دفتر رياست اتاق غربي تبديل به دفتر جلسات شده است. بررسي كاربريهاي موجود و طرح ارائه شده براي بنا: طبق مشاهداتي كه از بنا در مدت زمان تقريباً زياد داشتيم و نوع روابط و سيركولاسيون بين قسمت‌هاي مختلف بنا را ديديم. تا حدودي بر ما آشكار شد كه اين روابط تعريف شده نبوده و صرفاً كاربريها در فضاهاي مختلف معماري بنا قرار داده شده است. بهتر بود با شناخت از فضاهاي معماري بنا و نيز كاربريهاي قرار بود به فضاهاي مختلفي كه بنا بود به بنا داده شود تصميم‌گيري در مورد باززنده‌سازي بنا انجام مي‌شد. طرح ساماندهي فعاليت‌هاي موجود در بناي آرامگاهي اسرار: بسيار بجاست كه ابتدا كاربريهاي موجود ليست شده و سپس ارتباطات فضاي بين آنها شناخته و آنگاه با شناختي كه از فضاهاي معماري بنا داريم تصميم براي باززنده‌سازي بنا انجام شود. جدا كردن كاربريهاي موجود به دو قسمت اول كاربريهاي مرتبط به آرامگاه و هم كاربريهاي چه اداري مربوط به سازمان بسياري از مشكلات ارتباطي بين فضاها را حل خواهد كرد. در داخل كوشك بنا قسمتي براي معرفي آثار حكيم سبزواري قرار داده شده است. و نيز اشياء بسيار زيادي به شكل پراكنده از قطعات كوزه‌هاي سفالي گرفته تا قبور سنگي هنري و در فضاي آزاد مورد حمله و هجوم باران و باد و نيز آسيب‌هايي است كه افراد بازديد كننده به بنا وارد مي‌كنند قرار دادن اشياء موزه‌اي موجود در سطح بنا در 4 حجره اطراف آرامگاه كه داراي درب ورودي از داخل آرامگاه است و بستن درب‌هاي مستقيم دسترسي از فضاي اصلي باغ با المان‌هاي شيشه‌اي كه نيز تغييري در ساختار بنا داشته باشيم راه مطلوبي به نظر مي‌رسد و حجره ديگر در ضلع جنوبي بنا مي‌تواند محل انبار براي آثار موزه‌اي (مخازن موزه) و ديگري كتابخانه مرحوم ملاهادي سبزواري شود. برداشتن اتاقك‌هاي فلزي كه ورودي بنا را بسيار بدچهره كرده است از ديگر طرحهاي موجود براي ساماندهي بنا مي‌تواند باشد. رامپي در قسمت شمال شرقي بنا قرار دارد كه محل دسترسي به قسمت اداري واقع در جنوب بنا است بهتر است شكل رامپ به شكل اوليه خود برگشته از ورود اتومبيل به داخل فضاي تاريخي جلوگيري شود. قراردادن قسمت‌هاي مختلف اداري سازمان ميراث فرهنگي در قسمت انتهايي بنا با در نظر گرفتن سيركولاسيون و ارتباطات فضايي بسيار مناسب به نظر مي‌آيد. در اين جا ممكن است با كمبود فضا براي قسمت‌هاي مختلف سازمان مواجه شويم كه به دليل آن كه سازمان داراي ساختمان‌هاي ديگري در سطح شهر مي‌باشد. عمارت كاروانسراي فرامرزخان به قسمت معاونت حفظ و احياي سازمان اختصاص داده شده است اين مشكل به راحتي قابل حل مي‌باشد. تأمين نور لازم به شكل بسيار فني با در نظر گرفتن اين نكته كه نور نيز مي‌تواند براي اشياء موزه‌اي و بنا ايجاد مشكل كند بسيار حائز اهميت است در برخي از قسمت‌هاي ساختمان از اندود گچ بر روي ديواره‌ها استفاده كرده‌اند كه بايستي اين اندودها حذف و بنا به حالت ديرين خود بازگردد. تفاوت ديگري نيز در شكل بنا به صورت بسيار آشكار جلوه‌گر است و آن استفاده از در و پنجره‌هاي بسيار ناهماهنگ با ساختار بنا است در برخي از موارد نيز خطوط سيم‌هاي برق و مخابرات در بنا ديده مي‌شود كه آنها نيز بايستي حذف شود. قسمت ديگر در طرح ساماندهي بايد بدان پرداخت همانگونه كه در يكي از تصاوير مشخص است قرار گرفتن تابلو برق و تابلو مخابرات در ديد عموم است كه بايستي به شكلي پوشيده شود كه به ديد نيايد. استفاده نكردن از المانهايي مانند ميزهاي بزرگي كه ديد بنا را دچار مشكل مي‌كند نيز از ديگر طرح‌هاي ساماندهي بنا محسوب مي‌شود. كف‌سازي بنا نيز به شكل بتني مي‌باشد بايستي به شكل اوليه خود برگشته يعني مي‌توان از المان‌هايي مانند آجر خطايي براي كف‌سازي استفاده كرد. پنجره‌هاي ناهماهنگ بنا بايستي برداشته و به شيوه قديم از پنجره‌هاي چوبي استفاده شود. در طرح باغ‌سازي بنا نيز بايستي تا حدودي بازنگري شود. در اين مورد مي‌توان از خرنه‌هاي آجري به شكل كلاغ پر به جاي بلوك‌هاي سيماني استفاده كرد. قسمت‌هايي از بنا خصوصاً در ديواره‌هاي طاق نماهاي جنوب بنا نياز به بندكشي دارد. سرويس‌هاي بهداشتي در محل مناسب قرار گرفته است. كاشي‌هاي معرق در قسمتي از بنا در اثر رطوبت و فرسايش كه در قسمتي از عكس‌ها ديده مي‌شود نياز به مرمت دارد. المان‌هاي آينه‌كاري بايستي مجدد به بنا افزوده شود. ايزوله سطح گنبد نيز كه در زمان گذشته انجام شده بايستي مورد بازبيني قرار گيرد. تعدادي از كاشي‌هاي تيره گنبد كه دچار لب پر شده است بايستي مرمت شود. در ضمن نرده‌هاي ورودي به هيچ عنوان با شكل بنا هماهنگ نيست. سنگ قبرهايي در قسمت‌هاي مختلف كف‌سازي مشاهده مي‌شود كه نياز است برخي از آنان كه داراي ارزش تاريخي يا هنري هستند با ملاژ جابجا شود. ارائه تابلو مناسبي در محل ورودي كه به سيماي كلي بنا آسيبي وارد ننمايد براي معرفي اداره ميراث و نيز آرامگاه اسرار الزامي است.


 

تهیه کننده محمد عباسی در جمعه چهاردهم تیر 1387 ساعت 21:46 موضوع | لینک ثابت


نظر خواهی

دوستان گرامی از تمامی شما ها که من رو با نظر خواهی تون کمک میکنید سپاسگذارم ولی خواهشی که از تمام شما دارم این است که نظرات خودتون رو به صورت کنایه ذکر نکنید .

بلکه به صورت شفاف ارائه نمائید تا بنده هم بتونم از این نظرات استفاده کنم با تشکر

محمد عباسی


 

تهیه کننده محمد عباسی در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 ساعت 23:52 موضوع | لینک ثابت


معماري و تزئينات اسلامي در كشورهاي جهان و ايران

خلاصه:مشخصه شهرهاي اسلامي، شرحي بر شكل فضايي كاروانسراها، خانه‌ها، قصرحاكم و ديوانخانه ـ بيروني و اندروني، ايوانها وبادگيرها، تالارهاي پذيرايي، زيرزمينها،