باسلام خدمت تمامی دوستان گرامی
بازم بدقولی کردم ونتونستم وبلاگم رو روبراه کنم ولی خوب ان شا الله به همین زودی درست میشه
خبری که میخواستم به اطلاع شما عزیزان برسونم این بود که در روز دوشنبه ۱۱/۸/۸۸در دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین جلسه ای برگزار می شود با حضور دکتر سرافراز راجع به مرمت کاخ چشمه عمارت بهشهر ساری ساعت ۱۰الی۱۲
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 12:51 توسط محمد عباسی
|
سلام به تمامی دوستان شرمنده از اینکه دارم بدقولی میکنم
آخه قول داده بودم زود به زود به روز کنم اما خوب به علت دانشجو بودن ومشغله های کاری نمی رسم مطلب بزارم این بار قول میدم برم ساوه مستقر بشم مطلب واستون بزارم
اگه خدا بخواد داریم با آقای صادقی وکرم وندی میریم به ساوه واسه کار در مسجد جامع ساوه
امیدوارم این بار بدقول نباشم وبتونم اون چیزی رو که از خودم انتظار داشتم برآورده کنم وبتونم دوستامو یک بار دیگه به وبلاگم دعوت کنم
به امید حق
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:37 توسط محمد عباسی
|
الان که دارم این مطلب رو می نویسم تو خونه محمودآباد هستم
راستش رو بگم فردا قراره سایت پلان واسه آقای پوریانی واسه درس طراحی معماری ببرم
اما خوب هنوز چیزی آماده نکردم داشتم واسه مطالعات اقلیمی شهرستان سبزوار تو اینترنت دنبال مطلب میگشتم که یه دفعه یادم افتاد تو وبلاگ خودم هم مطلب دارم که ناخواسته سمت پوشه نظرات رفتم که خانم فاطمه نوری هم یه نظری گذاشته بود با این عنوان:
سلام آقای عباسی وبلاگت خیلی باحاله ای کاش می شد همه مرمتیای 84 یه بار دیگه دور هم جمع می شدیم . یادم میاد بعد از آخرین امتحان همه با هم قرار گذاشتیم که 9/9/90 ساعت 11 صبح جلوی دانشگاه جمع بشیم امیدوارم که این مشغله ها باعث نشه که همدیگرو فراموش کنیم.
از اونجایی که از بچه ها خبر دارم حدود ۶۰ تا ۷۰ درصدی از بچه ها دارن ادامه تحصیل میدن امیدوارم اونایی هم که الان تو خونه هستن موفق وموید باشند ولی ان شا الله که همگی باز هم توی دانشگاه ها همدیگر رو ببینیم در ضمن منم یه بار دیگه یادآوری میکنم اون تاریخ قشنگی رو که علیرضا صفادل عزیز قرار گذاشت ان شالله که همگی مون بتونیم تو تون تاریخ بیایم دور هم یا حداقل از هم با خبر بشیم اونم با خبرای خوب وشادی بخش امیدوارم.
در ضمن بعضی از دوستان لطف کردن وتو نظراتشون ایراداتی به قالب وبلاگ گرفتن که ان شا الله هرچه زودتر به این امر هم رسیدگی خواهم کرد
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 22:38 توسط محمد عباسی
|

این عید وسال نو را به تمامی دوستان وایرانیان عزیز به نوبه خودم تبریک عرض میکنم
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 15:4 توسط محمد عباسی
|
ریاضی در کاشی کاری
هفتهنامه آمريكايي نيوزويك در گزارشي از محاسبات رياضي به كار رفته در كاشيكاري بناهاي قرون وسطياسلامي نوشته است به تازگي معلوم شده در آنها محاسباتي به كار گرفته شده كه اروپاييها تنها از ۳۰سال
پيش به آن دست پيدا كردهاند.
نيوزويك روز دوشنبه نوشت: پيامها، اسرار مذهبي و كهن در ديوارهاي يكي از زيارتگاههاي اسلامي به صورت رمز قرار داده شده است. خوانندگان متعجب خواهند شد اگر دريابند آنها تاكنون به اشتباه اين امر را تنها در كتاب رمز داوينچي مشاهده كردهاند
"پتر لو" Peter Luو "پل استين هارت" Paul Steinhardtدر يك گزارش مجله علوم نوشتهاند كه در بسياري از كاشيكاريهاي بناهاي اسلامي متعلق به ۵۰۰سال پيش توانستهاند الگوهاي فراوان رياضي پيدا كنند كه تا دهه ۱۹۷۰براي غربيها ناشناخته بوده است.
اين اسلام بود كه حساب جبر را به جهان معرفي كرد اما اين الگوهاي يافت شده بسيار فراتر از حساب جبر پايه هستند و از الگوهاي رياضي بسيار پيشرفته استفاده ميكنند.
"كيث كريچلو" keith Critchlowنويسنده كتاب "الگوهاي رياضي اسلامي" اعلام كرد: جالب اين است كه اين الگوها در تمام اين مدت مقابل ديدگان غربيها قرار داشتهاند و ما قادر نبوديم آنها را مطالعه كنيم. اكنون كه ما به اين توانايي دست پيدا كردهايم دريافتهايم كه اسلام در دوره قرون وسطي تا چه اندازه پيشرفته بوده است.
كسي نميداند كه نام اين الگوهاي رياضي پيچيده در آن دوران چه نام داشته است اما اكنون دانشمندان آن را "شيمي بيضي متقارن ممنوعه" مينامند.
اين الگوها به دليل مذهبي ممنوعه نبودند بلكه به اين خاطر به اين نام خوانده ميشود كه در نگاه اول درك ان دشوار مينمايد.
آنها از الگوي كاشيهاي هرمي برخوردارند و با چرخش يك سوم در آن قابل شناسايي هستند.
همين قانون براي كاشيهاي مستطيلي نيز پيروي ميكند كه با چرخش يك چهارم قابل شناسايي هستند اما براي كاشيهاي شش گوش چرخش يك ششم لازم است.
اما اين شبكهها بدون وجود پنجظلعيها كامل نميشوند و بدون رعايت فاصله ميان آنها در كنار هم جفت نميشوند و نميتوان آنها را با با چرخش يك پنجم در كنار هم قرار داد.
در سال ۱۹۷۳سر "راجر پنروس" RogerPenroseرياضيدان برجسته غربي توانست با در نظر گرفتن اين پنجظلعيها الگويي پنج تايي با شكلي بسازد كه از آن به عنوان كيت و يا دارت نام برده ميشود. او نخستين غربي بود كه اين حساب را كشف كرد و در آن زمان گمان ميكرد نخستين كسي است به اين موضوع پي بردهاست.
خلاقيت وي به خلق خواص رياضياتي منجر شد هر دسته ميتواند حاوي تعداد مشخصياز كيتها و دارتهايي باشد كه ميتوانند تا بينهايت و بدون تكرارپذيري الگوهاي كوچكتري از كيتها و دارتها بسازند.
هر چقدر تعداد اين اشكال ريز افزايش پيدا كند آنگاه نسبت كيتها به دارتها به نسبتي موسوم به "نسبت طلايي" ميرسد. شمار آنها بطور حتم رياضي دانان را متحير ميكند. نسبت طلايي بنا به يافتههاي فيثاغوريث گنگ خواهد بود يعني اين كه ميتوانند به رقمهاي اعشاري بينهايت تعميم يابند. (رقم دقيق آن ۱/۶۱۸۰۳۳۹۸۹خواهد بود.>
اين عدد به حساب فيبوناجي مرتبط خواهد بود كه در نوشتههاي "جانس كپلر" Johannes Keplerو لئوناردو داوينچي پيدا ميشود.
به نظر ميرسد كه مسلمانان در قرون وسطي برخي از اين حسابها را تدوين كرده بودند و آقاي لو توانست در ديوار يكي از زيارتگاههاي ايران دو نوع از اين كاشيكاريها بزرگ را كه با كاشيهاي همشكل ساخته شده بود، كشف كند به گونهاي كه ظاهرا از نسبت طلايي فيثاغورثي تبعيت ميكردند.
كريچلو در اينباره ميگويد:سازندگان بنا بطور حتم از اين نسبت خبر داشتند.
"گلرو نجيب اوغلو" Gulru Nacipogluيكي از اساتيد دانشگاه هاروارد ميگويد:خلقت انسان مشابه هم است و شكل مشخصي دارد كه از عجايب خلقت خداوندي است. برخي از الگوهاي هندسي به عنوان مثال در سيارات و ستارگان يافت ميشوند.
به گفته استينهارت، مسلمانان در دوران قرون وسطي و بعداز آن همواره از اين الگو استفاده كردهاند و همواره تلاش كردهاند آن را در طرحهاي خود به كار گيرند.
آقاي لو با بررسي اين بناها ميگويد: اين كه اين الگوها به كجا ختم ميشوند و به صورت هوشمندانهاي در درها و پنجرهها به كار رفتهاند مسئلهاي است كه نميتوان مشخص كرد.
به گفته وي، با وجود اين كه الگوي پنروس به قرن ۱۴يا ۱۵بازميگردد اما اين اشكال كاشيكاري در دنياي اسلام از صدها سال قبل از آن به كار گرفته شده است. در منبتكاريهاي ايران در قرن پانزدهم و اوايل شانزدهم فهرستي از بسياري از اين طرحها قرار دارند كه ممكن است سرنخي براي شكوه رياضيات اسلامي در مساجد ايران و تركيه و مدارس بغداد و زيارتگاههاي هند و افغانستان باشد.
دانشمندان اكنون ميدانند كه مسلمانان در آن دوران ميتوانستند معادلات جبري به توان ۳و فراتر از آن را حل كنند معادلاتي كه بسيار دشوارتر از معادله دو مجهولي است و اساس جبر به شمار ميرود.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 22:13 توسط محمد عباسی
|
عنوان مقاله : هور باز زنده سازي آرامگاه اسرار - نيما ولي بيگ
هور ساماندهي بناي حاج ملاهادي سبزواري اين بنا واقع در ميدان كارگر سبزوار متعلق به دوره قاجاريه با مالكيت شخصي به شماره ثبت 1334 به ثبت آثار ملي ايران رسيده است. اين بنا به روايتي در سال 1290 قمري توسط يكي از درباريان ناصرالدين شاه (ميرزا يوشي مستوفي الممالك) در ملك مزروعي حاج ملاهادي بنا گرديد. اين بنا در سال 1352 شمسي براي اولين بار مرمت گرديد. البته اقدامات ديگري نيز در سالهاي بعد براي حفظ بنا انجام پذيرفت. اين بنا به صورت يك كوشك در باغي كوچك بنا شده است. كوشك به شكل پلان چليپا شكل ميباشد كه حجراتي در اطراف آن را احاطه كرده است. تعدادي طاق نما نيز در ضلع جنوبي و شمالي تزيين كننده بنا ميباشد. دو باغچه پس از ورودي در جلو بنا مقابل كوشك قرار گرفته دو باغچه ديگر در دو جناح شرقي و غربي كوشك واقع شده است و دو باغچه بزرگ نيز به شكل مستطيل در سمت جلو بنا واقع شده است. عمارتي در جبهه جلو بنا مكمل فضاهاي بنا ميباشد اين عمارت در دو طبقه احداث شده است. بنا از آجر با ملات گچ و گچ خاك تشكيل شده است كه آرايههايي از جنس كاشي معرق در طاق نماها و حجرات كناري تزيين بخش بنا ميباشد. داخل آرامگاه كه به شكل چليپا ميباشد از پلانهاي 4 صفهاي تبعيت كرده. يعني 4 طاق آهنگ پوشش دهنده 4 صفه و طاقي كلمبوس پوشش دهنده فضاي اصلي است كه به شكل گنبد درآمده است. در زير گنبد يعني در روي پوشش آهيانه آن تزئينات يزدي بندي به شكل پركار ارائه داده است. در سالهاي گذشته و قبل از مرمت بنا در سال 66 و 67 اين قسمت پوشش گچي داراي تزئينات آينهكاري بوده است كه پس از مرمت به دليل ريزش قسمتي از آنها ديگر تزئينات آينهكاري بازسازي نشده است. پوشش روي گنبد به شكل كاشيكاري شده از جنس كاشي نره ميباشد كه چندين بار تا به حال بازسازي شده است. اين كاشيهاي به رنگ آبي فيروزهاي پوشش دهنده گنبد در مقابل اثرات جوي مانند رطوبت ناشي از باد، باران ميباشد. گنبد بنا بر خلاف تمامي گنبدهاي معماري سنتي ايران براساس چند نيمدايره بنا شده است و همانگونه كه ميدانيم گنبدي كه با استفاده از چند نيمدايره احداث شود بسيار نامقاوم در مقابل بارهاي وارده بوده و در قسمتي شكمگاه دچار تركهاي عميق ميشود. مانند تركهايي كه هم اينك در روي آهيانه گنبد ميتوان ديد. در عمارت جنوبي بنا يك اتاق در قسمت وسط به همراه دو اتاق كشيده در اطراف مانند پلانهاي سه دري واقع در خانههاي قديمي قابل مشاهده است. دو اتاق در حكم بروار براي اين ميانبار ميباشد كه خنثي كننده نيروهاي طاق ميانبار نيز هستند. از طرفي يكي از اين بروارها داراي پلكاني براي دسترسي به اشكوب هم است. اشكوب دوم نيز اتاقي است كه روي اين فضا را پوشش داده است. بنا در لچكهاي داراي تزئينات آجري به شكل چيدمانهاي مختلف آجري ميباشد. بعضي از اين طاق نماها قبلاً راههايي به قسمتهاي اطراف داشته كه دسترسيهاي ديگر بنا را فراهم ميكرده است. كاربريهاي گوناگون بنا: از زماني كه بنا در ملك شخصي ملاهادي احداث شد قسمت كوشك بنا كاربري آرامگاه خود را حفظ كرده است. و قسمت عمارت جنوبي در ابتدا كه در دست مالكين آن بود به شكل فضاهاي انبار و اتاقهايي كه گاهگاه مورد استفاده قرار ميگيرد بوده است. ولي دير زماني نيست كه بنا به دفتر ميراث فرهنگي شهرستان تبديل شده است و فضاهاي گوناگون داراي كاربريهاي مختلف شده است. نقد طرح باززندهسازي بنا: در داخل فضاي كوشك مانند در شمال شرق كوشك حجرة آن تبديل به فضاي اتاق نگهبان شده است. و حجرة ضلع شمال غرب بنا تبديل به انباري براي اداره ميراث فرهنگي شده است. دو اتاقك سمت جنوب شرقي به ترتيب تبديل به حجره سرايدار و حجرههاي معاونت وپژوهشي بدل گشته است. و از حجرههاي جنوب غربي بنا به ترتيب تبديل به انباري مقبره و دفتر معاونت معرفي و آموزشي شده است. عمارت جنوبي نيز در طبقه پايين تبديل به قسمتهاي مختلف اداره ميراث شده است. ميانوار وسط به قسمت دفتر اداري ميراث بروار غربي به دبيرخانه سازمان و اتاقك در طبقه دوم در قسمت وسط به دفتر رياست اتاق غربي تبديل به دفتر جلسات شده است. بررسي كاربريهاي موجود و طرح ارائه شده براي بنا: طبق مشاهداتي كه از بنا در مدت زمان تقريباً زياد داشتيم و نوع روابط و سيركولاسيون بين قسمتهاي مختلف بنا را ديديم. تا حدودي بر ما آشكار شد كه اين روابط تعريف شده نبوده و صرفاً كاربريها در فضاهاي مختلف معماري بنا قرار داده شده است. بهتر بود با شناخت از فضاهاي معماري بنا و نيز كاربريهاي قرار بود به فضاهاي مختلفي كه بنا بود به بنا داده شود تصميمگيري در مورد باززندهسازي بنا انجام ميشد. طرح ساماندهي فعاليتهاي موجود در بناي آرامگاهي اسرار: بسيار بجاست كه ابتدا كاربريهاي موجود ليست شده و سپس ارتباطات فضاي بين آنها شناخته و آنگاه با شناختي كه از فضاهاي معماري بنا داريم تصميم براي باززندهسازي بنا انجام شود. جدا كردن كاربريهاي موجود به دو قسمت اول كاربريهاي مرتبط به آرامگاه و هم كاربريهاي چه اداري مربوط به سازمان بسياري از مشكلات ارتباطي بين فضاها را حل خواهد كرد. در داخل كوشك بنا قسمتي براي معرفي آثار حكيم سبزواري قرار داده شده است. و نيز اشياء بسيار زيادي به شكل پراكنده از قطعات كوزههاي سفالي گرفته تا قبور سنگي هنري و در فضاي آزاد مورد حمله و هجوم باران و باد و نيز آسيبهايي است كه افراد بازديد كننده به بنا وارد ميكنند قرار دادن اشياء موزهاي موجود در سطح بنا در 4 حجره اطراف آرامگاه كه داراي درب ورودي از داخل آرامگاه است و بستن دربهاي مستقيم دسترسي از فضاي اصلي باغ با المانهاي شيشهاي كه نيز تغييري در ساختار بنا داشته باشيم راه مطلوبي به نظر ميرسد و حجره ديگر در ضلع جنوبي بنا ميتواند محل انبار براي آثار موزهاي (مخازن موزه) و ديگري كتابخانه مرحوم ملاهادي سبزواري شود. برداشتن اتاقكهاي فلزي كه ورودي بنا را بسيار بدچهره كرده است از ديگر طرحهاي موجود براي ساماندهي بنا ميتواند باشد. رامپي در قسمت شمال شرقي بنا قرار دارد كه محل دسترسي به قسمت اداري واقع در جنوب بنا است بهتر است شكل رامپ به شكل اوليه خود برگشته از ورود اتومبيل به داخل فضاي تاريخي جلوگيري شود. قراردادن قسمتهاي مختلف اداري سازمان ميراث فرهنگي در قسمت انتهايي بنا با در نظر گرفتن سيركولاسيون و ارتباطات فضايي بسيار مناسب به نظر ميآيد. در اين جا ممكن است با كمبود فضا براي قسمتهاي مختلف سازمان مواجه شويم كه به دليل آن كه سازمان داراي ساختمانهاي ديگري در سطح شهر ميباشد. عمارت كاروانسراي فرامرزخان به قسمت معاونت حفظ و احياي سازمان اختصاص داده شده است اين مشكل به راحتي قابل حل ميباشد. تأمين نور لازم به شكل بسيار فني با در نظر گرفتن اين نكته كه نور نيز ميتواند براي اشياء موزهاي و بنا ايجاد مشكل كند بسيار حائز اهميت است در برخي از قسمتهاي ساختمان از اندود گچ بر روي ديوارهها استفاده كردهاند كه بايستي اين اندودها حذف و بنا به حالت ديرين خود بازگردد. تفاوت ديگري نيز در شكل بنا به صورت بسيار آشكار جلوهگر است و آن استفاده از در و پنجرههاي بسيار ناهماهنگ با ساختار بنا است در برخي از موارد نيز خطوط سيمهاي برق و مخابرات در بنا ديده ميشود كه آنها نيز بايستي حذف شود. قسمت ديگر در طرح ساماندهي بايد بدان پرداخت همانگونه كه در يكي از تصاوير مشخص است قرار گرفتن تابلو برق و تابلو مخابرات در ديد عموم است كه بايستي به شكلي پوشيده شود كه به ديد نيايد. استفاده نكردن از المانهايي مانند ميزهاي بزرگي كه ديد بنا را دچار مشكل ميكند نيز از ديگر طرحهاي ساماندهي بنا محسوب ميشود. كفسازي بنا نيز به شكل بتني ميباشد بايستي به شكل اوليه خود برگشته يعني ميتوان از المانهايي مانند آجر خطايي براي كفسازي استفاده كرد. پنجرههاي ناهماهنگ بنا بايستي برداشته و به شيوه قديم از پنجرههاي چوبي استفاده شود. در طرح باغسازي بنا نيز بايستي تا حدودي بازنگري شود. در اين مورد ميتوان از خرنههاي آجري به شكل كلاغ پر به جاي بلوكهاي سيماني استفاده كرد. قسمتهايي از بنا خصوصاً در ديوارههاي طاق نماهاي جنوب بنا نياز به بندكشي دارد. سرويسهاي بهداشتي در محل مناسب قرار گرفته است. كاشيهاي معرق در قسمتي از بنا در اثر رطوبت و فرسايش كه در قسمتي از عكسها ديده ميشود نياز به مرمت دارد. المانهاي آينهكاري بايستي مجدد به بنا افزوده شود. ايزوله سطح گنبد نيز كه در زمان گذشته انجام شده بايستي مورد بازبيني قرار گيرد. تعدادي از كاشيهاي تيره گنبد كه دچار لب پر شده است بايستي مرمت شود. در ضمن نردههاي ورودي به هيچ عنوان با شكل بنا هماهنگ نيست. سنگ قبرهايي در قسمتهاي مختلف كفسازي مشاهده ميشود كه نياز است برخي از آنان كه داراي ارزش تاريخي يا هنري هستند با ملاژ جابجا شود. ارائه تابلو مناسبي در محل ورودي كه به سيماي كلي بنا آسيبي وارد ننمايد براي معرفي اداره ميراث و نيز آرامگاه اسرار الزامي است.
باآرزوی سلامتی برای این استاد گرامی
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 22:8 توسط محمد عباسی
|
سلام
آره الان که دارم این مطلب رو مینویسم تو خونه هستم روستای گالشپل(محمودآبادشمال)قسمت این بود که بعد از گذروندن دوره کاردانی تودانشگاه تربیت معلم سبزوار دوره کارشناسی رو تو شمال کشور اونم غیر انتفاعی بگذرونیم البته خدا روشکر شاید دانشگاه کم وکاستی ها خودشو داشته باشه اما خوب اساتیدی گرانقدری همچون آقای مهندس احمد پیرزاد-سرکارخانم مهندس دست نشان وعزیران دیگری هستند که الحق والانصاف زحمت خودشونو میکشند
ومثل دوره کاردانی سرکارخانم مهندس مرادی وآقای مهندس ایرانشاهی
تلاش خودشون رو میکن واسه بالابردن معلومات ما
خوب فعلا همین قدر بسه تا یه فرصت دیگه
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 1:19 توسط محمد عباسی
|
سلام ورودتون رو به این عرصه تبریک عرض می نمایم امیدوارم که این ورودی عالی ترین ورودی بشه
بازم بهتون تبریک عرض می کنم
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:21 توسط محمد عباسی
|
یک سال پیش صبح روز دوشنبه 29/5/1386
اون روز هم مثل روز ها ی گذشته به کارگاه رفتیم خانوم عسگری یه خورده دیر اومد که ما همه سر کار خودمون مشغول کارکردن بودیم که دیدیم خیلی ناراحت وارد گنبد شد وبا آقای ساعد کاشانی نشستن روی صندلی وسط گنبد وشروع کردن به تماس گرفتن با موبایلاشون که دیدیم خانوم عسکری شروع کرد به گریه کردن وما همه خیلی شوکه شدیم البته قبلش یه smsار طرف بچه ها مبنی بر اینکه دکتر شیرازی فوت شدن به دست من رسید. البته من باور نکردم ولی این صحنه خانوم عسکری رو که دیدم یه دفه ای سر جام نشستم وبه بچه ها گفتم آره بچه ها ظاهرا خبر صحت داره بچه ها گفتن چی گفتم ظاهرا دکتر فوت شدن که همه بچه ها اونروز شوک عزیمی بهشون وارد شد وحتی تا یکی دوروزی اصلا دست ودلشون به کار نمی رفت آخه همه ما یه جورایی دلمون میخواست شاگردی ایشون رو بکنیم وبا این خبر متوجه شدیم بازهم یکی از بزرگان ومرشدان این رشته وبه قولی پدرعلم مرمت از بین ما رفت .
یادو خاطرش گرامی باد
و اصبر ان الله لايضيع اجر المحسنين(صبركن كه خداورند پاداش نيكوكاران را تباه نكند
در آستانه برگزاري هشتمين همايش دوسالانه حفاظت و مرمت آثار تاريخي- فرهنگي و تزيينات وابسته به معماري قرار گرفتهايم. اين همايش از ۱۳ تا ۱۶ آذرماه سالجاري برگزار خواهد شد. اين گردهمايي علمي با دنبال كردن اهداف هميشگي خود، شاهد رويداد ديگري است كه به واقع هسته مركزي آن را تشكيل ميدهد و آن هم برگزاري نمايشگاه زنده ياد دكتر باقر آيتالهزاده شيرازي، چهره ماندگار معماري و مرمت است. استاد دكتر شيرازي در آخرين مراسم تقدير و تجليلش دچار عارضه قلبي شد و به ديار باقي شتافت. در زير گزارشي با عنوان «تجليل از استاد جاودانه شد» را ميخوانيد:
عصر روز يكشنبه ۲۸ مردادماه ۱۳۸۶، ساعت ۱۷ و ۳۰ دقيقه مجموعه هنرپژوهي نقش جهان فرهنگستان هنر ميزبان فرهيختگان، علاقهمندان و دانشجويان رشته مرمت، معماري و شهرسازي بود كه براي بزرگداشت دكتر باقرآيتالهزاده شيرازي، استاد پيشكسوت معماري و مرمت، گردهم آمده بودند.
از جمله چهرههاي شاخص حاضر در اين جلسه ميتوان به سيد محمد بهشتي، مدير گروه معماري و شهرسازي فرهنگستان هنر، مهدي حجت مدرس پرديس هنرهاي زيباي تهران، شهريار عدل پژوهشگر سازمان ميراث فرهنگي كشور، اسكندر مختاري مدير پايگاه ميراث فرهنگي و گردشگري بم و محور تاريخي تهران و محمد حسن محبعلي مدير پايگاه ميراث جهاني سلطانيه اشاره كرد.
جلسه با سخنان سيد محمد بهشتي آغاز شد. وي دكتر شيرازي را شيخالمشايخ حفاظت و مرمت آثار تاريخي معرفي كرد و گفت: «استمرار فعاليت، اشراف و تسلط به موضوع، علم، تجربه، مديريت گسترده و تربيت كارشناسان خبره از جمله ويژگيهاي دكتر شيرازي است كه دست به دست هم دادهاند و جايگاه ايشان را چنان ترسيم كردهاند كه نام ميراث فرهنگي، معماري، مرمت و ... ما را تنها به ياد دكتر شيرازي مياندازد.»
بهشتي تصريح كرد.«در طول تاريخ فرهنگ و هنر، شخصيتهاي مختلف داراي ويژگيهاي خاصي شدهاند تا آن جا كه گاهي يك شخص را نماينده يك امر ميدانيم. مثلاً شاعران زيادي بودهاند كه مثنوي سرودهاند، اما وقتي اسم مولانا ميآيد، نامش با مثنوي عجين است؛ گويا مثنوي فقط مال مولانا است. در امر حفاظت و مرمت هم اين امتياز و ويژگي با نام دكتر باقر آيتالله زاده شيرازي براي ما تداعي ميشود.»
بهشتي درباره ديگر صفات دكتر شيرازي گفت:«در بعضي جاها كه براي ما صورت ظاهر اهميت پيدا ميكرد، دكتر شيرازي افقهاي دورتري را ميديد و چيزهايي را متوجه ميشد كه ما فكر نكرده بوديم. هرجا براي ما حرف زدن سخت بود، ايشان اين كار را ميكرد و ....»
او در ادامه به كنگره بم اشاره كرد و گفت:«دكتر زماني دست به اين كار زد كه شايد هيچ فعاليتي به اين اندازه اهميت نداشت. ايشان با اين اقدام تمام بنيه كارشناسي معماري كشور را بسيج كرد تا در اين زمينه بنويسند و توليد كنند. اين در حالي بود كه پزشكان براي ايشان سكون و استراحت را تجويز كرده بودند، اما ايشان مدام به گوشه و كنار كشور ميرفت و جوانان را راهنمايي ميكرد. همين روحيه شاگردپروري ايشان سبب شده است كه بسياري از چهرههاي شاخص معماري و مرمت مستقيم يا با واسطه خود را شاگرد دكتر شيرازي بدانند.»
دكتر مهدي حجت درباره جامعيت شخصيت دكتر شيرازي، بستر خانوادگي و مجموعه عواملي كه در موفقيت ايشان مؤثر بوده است صحبت كرد. حجت با تاكيد بر اينكه داشتن رابطه عاطفي و نزديك با دكتر شيرازي مانع از راحت صحبت كردن درباره اوست، جامعيت شخصيت دكتر شيرازي را مهمترين وجه اين استاد پيشكسوت دانست. وي به حوادث ساهاي 31 تا 42، كودتاي زمان دكتر مصدق و بعد ورود دكتر شيرازي به دانشكده هنرهاي زيبا اشاره كرد و گفت: «آن دوره باورترين دوران اين دانشكده بود، چرا كه پيشتر هنوز جا نيفتاده بود و بعد هم ديگر تكرار نشد.» حجت ادامه داد: دكتر شيرازي پس از ادامه تحصيل در اروپا به ايران برگشت و به اصفهان رفت. در آنجا همة آموختههايش را با يك فهم عميق و دادههاي اجتماعي كه جامعه را دچار دگرگوني ميكرد به كار گرفت و بدين ترتيب اصفهان بستر تجربيات ايشان شد. بنابراين ميتوان گفت پس از پيروزي انقلاب اسلامي، دكتر شيرازي مهمترين چهرهاي بود كه هدايت امور را عهدهدار شد.»
حجت از مجله «اثر» و مجموعه كتب سمينار بم به عنوان برترين منابع و دانشنامههاي معماري ايران نام برد كه به سرپرستي دكتر شيرازي به چاپ رسيدهاند. وي تصريح كرد:«اگر امروز از شخصيت دكتر شيرازي قدرداني ميكنيم، محصول يك اتفاق نيست، بلكه محصول رويدادهاي شگفتانگيزي است كه خداوند باعث شده است تا در مقاطع حساس كشور از ميراث فرهنگي ما حفاظت شود. چه بسا اگر چنين افرادي نبودند كه با پاي فشاري كار كنند، ما راه ديگري رفته بوديم.»
وي در خاتمه توصيه كرد كه هيئتي فراهم شود تا مطالب عظيم و ويسعي كه در ذهن ايشان است ثبت و جزو گنجينه كشور حفاظت شود.
مهندس محمد حسن محبعلي، مدير پايگاه ميراث جهاني سلطانيه نيز دكتر شيرازي را مددكار تصميمگيري و اجرا دانست؛ راهنمايي كه جرئت و جسارت اجرا را به ديگران القا ميكند.
محبعلي يادآور شد در كار معماري، زماني كه عشق و علاقه كنار ميرود، تنها يك رابطه عرفاني خاص باقي ميماند كه اين مسائل همه در وجود دكتر شيرازي حل شده. وي مهمترين مشكل در امور مرمت و حفاظت را جرئت تصميمگيري دانست و ادامه داد: «در اين مورد هميشه سراغ دكتر شيرازي ميروم و با ايشان مشورت ميكنم. ايشان هم با علم و آگاهي جرئت و قوت قلب به من ميدهند.»
شهريار عدل، ديگر كارشناس حاضر در جلسه نيز از دكتر شيرازي بهعنوان يك دايرهالمعاف بهويژه در مورد اصفهان نام برد، كه نميشود در اين زمينه اقدام به كاري كرد و از ايشان سؤال نكرد. عدل به جايزه جهاني«آقاخان» اشاره كرد كه در اولين سال تاسيس، دكتر شيرازي و اوزينو گالويري آن را به طور مشترك دريافت كردند. وي خاطر نشان كرد از هر غيرايراني كه راجع به معماري ايران سؤال كنيم، نام دكتر شيرازي را به عنوان صاحبنظر خواهد برد.
در ادامه، دكتر اسكندر مختاري، مدير پايگاه ميراث فرهنگي و گردشگري بم و محور تاريخي تهران، گفت:«دكتر شيرازي چيزي بيشتر از يك كارشناس، صاحبنظر و مرجع ديگران است؛ حكم ايشان حكم نهايي است و در هر مسئلهاي كه با ايشان صحبت كنيد، از منظر ديگر وارد بحث خواهد شد.»
مختاري از دكتر شيرازي به عنوان منتقدي نام برد كه موشكافانه همه مسائل را باز ميكند و هيچ وقت شيفته موجهاي رايج نميشود و بيشتر جوهر را ميبيند تا صورت.
مدير پايگاه ميراث فرهنگي و گردشگري تهران، زندگي دكتر شيرازي را به سه دوره تقسيم كرد: نخست، فعاليت در دفتر فني حفاظت آثار باستاني در اصفهان از سال 1345 تا زمان انقلاب؛ دوم، زماني كه ميراث فرهنگي مورد مخاطره قرار گرفت، اما ايشان كاري كرد كه ايران از اين موضوع سربلند بيرون بيايد؛ سوم دوران بازنشستگي كه در اين دوره نيز همچنان تاثيرگذار و مرجع هستند.
وي افزود: «اين استاد به حقيقتي دست پيدا كرد كه اين مهم براي هركسي ميسر و مقدور نيست. مهمتر آنكه هر وقت راجع به مسئلهاي با ايشان صحبت ميكنيم، از منظري ديگر وارد بحث ميشود و افقهاي جديدي را پيش چشم ما باز ميكند.»
وي يادآور شد:«دكتر شيرازي هميشه دوست داشته مؤلف باشد و گاهي هم كه به اجبار به امور مديريت پرداخته، بسيار مؤثر بوده است؛ مانند ساماندهي ميراث فرهنگي در سالهاي ملتهب پس از انقلاب كه كار بسيار سختي بود.»
پس از سخنان حاضران، دكتر شيرازي به روي صحنه آمد و با قرائت آيه «و اصبر ان الله لايضيع اجر المحسنين(صبركن كه خداورند پاداش نيكوكاران را تباه نكند؛ سوره هود، آيه 115)»، گفت:
وي افزود: «نسل ما كه جنگ جهاني دوم، نهضت آزاديخواهي و مقاطع ديگر را ديده بود، وجدان كاري خاصي داشت. وجدان كاري بهترين سرمايهاي است كه هركس مي تواند داشته باشد.» دكتر شيرازي تصريح كرد: «ما استعداد چنداني نداشتيم، اما مثل ژاپنيها خيلي كار كرديم، چون معتقد بوديم كار را بايد در حد كمال، حسن نيت و خوبي انجام داد.»
اين آخرين حرفهايي بود كه از زبان دكتر شيرازي شنيده شد. پس از پايان صحبهاي دكتر، حاضران در جلسه ايستادند و برايش دست زدن، لحظاتي بعد و هنگامي كه ديگر حاضران در نشست درباره خاطرات و علاقه خود به ايشان صحبت ميكردند، دكتر به طور ناگهاني دچار عارضه قلبي شده و با وجود حاضر شدن اورژانس در محل و انتقال وي به بيمارستان دي، متاسفانه اين استاد پيشكسوت از دنيا رخت بربست.
با اعلام شدن خبر درگذشت چهره ماندگار معماري و مرمت، دوستان، همكاران، دانشجويانش در شك از دست دادن استاد فرو رفتند.
مراسم تشييع پيکر دکتر شيرازی، ۳۰ مردادماه ۱۳۸۶ با حضور پرشور دانشجويان، شخصيتهای علمی و فرهنگی، از عمارت مسعوديه تهران به سمت آرامگاه ابدی وی در قطعه هنرمندان بهشت زهراي تهران انجام شد. بعد از خاكسپاري مجالس ترحيم وي در تهران، اصفهان، همدان، كرمان و شهرهاي مختلف برگزار گرديد. در اين مراسمها شخصيتهاي سياسي، فرهنگي و علمي زيادي به بيان ديدگاههاي خود در مورد شخصيت دكتر شيرازي پرداختند كه در زير به خلاصه كلام آنها در جملاتي ميآيد.
مهندس اسفديار رحيم مشايي، رييس سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري كشور از دکتر شيرازي بهعنوان فردی تاثيرگذار در حفاظت از آثار تاريخی و فرهنگسازی درجامعه ياد كرد.
دكتر سيدطه هاشمي، رئيس پژوهشگاه ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري گفت: دكتر شيرازي ازشخصيتهاي وارسته و عالم فرهنگي بود كه هر كسي در همنشيني با ايشان قطعاً بهرهاي را به اندازه كافي ميبرد.
سيد محمد بهشتي، استاد دانشگاه نيز گفت: شيرازي ساده و پر بركت زيست. مهمترين كار او در آغاز، مرمت آثار تاريخي اصفهان و در سالهاي اخير مرمت عمارت مسعوديه در تهران بود. اما زيباترين داستان زندگياش در مجلسي كه فرهنگستان هنر براي بزرگداشت و او ترتيب داده بود، در ميان دوستان و شاگردان و همفكرانش از خدا و عاقبت نيك گفت و روي صحنه آرام جان سپرد و صحنه روزگار را فرو گذاشت.
نهتنها زندگياش را وقف آموختن فرهنگ ايراني كرد، خداي مهربان چنين خواست كه مرگ او نيز چنين آموزنده باشد.
اكبر زرگر، استاد دانشگاه از ويژگيهاي علمي و خصوصيت فردي استاد چنين ميگويد: دكتر در زمينه مرمت استاد بيبديلي بود. اگر ادعا كنيم كه تقريباً تمامي كساني كه تا چندي قبل دست اندركار مرمت آثار فرهنگي اين كشور بودهاند يا در كلاس و يا در كارگاه شاگردي دكتر شيرازي را كردهاند. گزافه نگفتهايم.
و در زمره خصوصيات فردي دكتر، حسن خلق و سلوك با مردم بود. سعه صدر او باعث شده بود كه اقشار متعدد از جوانها گرد او جمع شوند. آرامش و طماٌنينه او جاذبه بينظيري در او بوجود آورده بود. اين روحيه باعث ميشد كه اطرافيان با انگيزه و در حد توان، در كنار و يا زير نظر او با نشاط تلاش كنند.
عبدالله جبل عاملي از دوستان و همكاران نزديك استاد نيز چنين ميگويد: ايمان تحت تاثير محيط تربيتي و طي مراحل معرفت به دست ميآيد و در انسان نشانههايي از باورها و رفتارها بوجود ميآورد. اين نشانهها را در شيرازي چنين يافتم:
-
جهانبيني: او داراي جهانبيني توحيدي بود و با مكاتب فلسفه ماديگرائي انعطافي نداشت.
-
عبادت: نشانه ديگري از ايمان او انجام عبادت بود، او علاوه بر واجبات مذهبي، آموختن، توليد و آموزش به ديگران را از واجبات ميدانست.
-
تقوا: دكتر شيرازي در هر موقعيت و در هر شرايطي از گناه و معصيت اجتناب ميكرد. او به شدت از غيبتگويي و مذمت ديگران خودداري مينمود.
-
شهامت: از نشانههاي بارز اخلاقي دكتر شيرازي شهامت بود. او با تمام وجود در تحقق برنامههاي فرهنگي خود فعال بود و با شهامت در مقابل كجروييها موضع ميگرفت و هرگز در تحقق اهداف و وظائف خود به ملاحظه انديشي توجه نمينمود.
-
احسان: از مهمترين سجاياي اخلاقي دكتر شيرازي نوع دوستي بود. او هر زمان براي هر كس كه ميتوانست دست ياري دراز ميكرد و هرگز از كمك به ديگران خصوصاً دوستان و ياران ميراث فرهنگي امتناع نميورزيد.
-
قناعت: او شاكر نعمات الهي بود، همواره از تقدير و سرنوشت خود اظهار رضايت مينمود. درويش مسلك ميزيست و از تظاهر به زندگي با تجملات دوري ميكرد.
محمد حسن محبعلي از همكارانش ميگويد: شيرازي در ماموريتهاي علمي شناخته ميشد. صداقت، پشتكار، جديت، سادگي در زندگي قانون وي بود.
اسكندر مختاري، مدير پايگاه جهاني ارگ بم نيز ميگويد: بدون شك شهرت جهاني ارگ بم بيش از هر چيزي مرهون برگزاري كنگرههاي بزرگ تاريخ معماري و شهرسازي ايران در بم است. امري كه به همت دكتر شيرازي و به كمك و همفكري ديگر صاحب نظران محقق شد.
محمد ميرشكرايي راز ماندگاري شيرازي در دل و جان همه را در توانايي او براي تنيدن تار عشق و خلوص و عاطفه عشق به انسانيت و تاريخ اين مرز و بوم ميداند كه كسي را از آن گريزي نيست.
يكي از دانشجويانش ميگويد: استاد شيرازي علاوه بر تأثير علمي بر دانشجويانش، تأثيرات اخلاقي و عرفاني فراواني بر آنها ميگذاشت و تجربه نشان داد که اين تأثير، انسان سازتر و کشور سازتر از تأثير قبلي، خود را نمايان ساخته. استاد دکتر شيرازي اسطورهاي بود از نهايت علم و ايمان. علمش زبانزد خاص بود و ايمانش تربيت کنندة جوانان. به هنگام استراحت دانشجويان و بين کلاسهاي درس، وضويش را ميگرفت و آنچنان نمازي ميخواند که فرشتگان خداوند را به تحسين وا ميداشت و از برکت نمازش، کلاس درس و روح دانشجويانش غرق در انوار ايزدي ميگشت.
دکتر سيد باقر آيت الهزادهشيرازي بعد از 40 سال تلاش خستگيناپذير، صادقانه و با اخلاص براي حفظ و احياي هويت ديني و ملي ايران سبک بار و آسودهخاطر به ديدار خداوند جل جلاله شتافت.
دکتر آيتالهزاده شيرازي بنيانگذار مرمت علمي بناها، آثار و محوطههاي تاريخي در ايران است. وي در طول حيات پرخير و برکت خود، طرح و اجراي احياء و مرمت صدها بنا و محوطه تاريخي در کشور را به عهده داشت و نقش موثري در مطالعات تاريخ معماري ايران، اشاعه دانش مرمت در کشور و تربيت نيروي انساني متخصص در اين زمينه ايفا نمود.
خلاصهاي از زندگي ايشان از جنبههاي پژوهشي، اجرايي، مديريتي و آموزشي در زير مورد اشاره قرار ميگيرد.
دوران تحصيلات
دکتر سيد باقر آيتالهزاده شيرازي، فرزند سيدمحمدحسين، در سال 1315 در نجف اشرف در خانوادهاي ايراني، روحاني و ديني به دنيا آمد. وي از نوادگان ميرزاي بزرگ شيرازي است. او دوران کودکي و نوجواني خود را در فضاي بسيار غني ديني، اعتقادي، فرهنگي و علمي در نجف و تهران طي کرد و در سال 1335 موفق به اخذ ديپلم رياضي از دبيرستان دارالفنون گرديد. دکتر آيتالهزادهشيرازي در سال 1342 با درجه عالي در رشته کارشناسي ارشد معماري از دانشکده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران فارغالتحصيل گرديد. عنوان پاياننامه کارشناسي ارشد او طرح پيشنهادي کانون اصلاح و تربيت اطفال بزهکار بود.
دکتر آيتالهزادهشيرازي در سال 1343 براي ادامه تحصيل به ايتاليا رفت و در سال 1350 (1971) با درجه عالي موفق به اخذ مدرک دکترا در رشته مطالعه و مرمت بناها و بافتهاي تاريخي از دانشکده معماري دانشگاه رُم گرديد. عنوان پاياننامه دکتراي وي:
Progetto di Rianimazione del Bazar di Isfahan il Centro Antico Commerciale a Culturale della Citta
(پروژه احياي بازار اصفهان- مرکز کهن تجاري و فرهنگي شهر) بود. اين رساله دکترا، تحت نظارت و راهنمايي معمار مشهور ايتاليايي مرحوم پروفسور دکتر Angelis d’Ossat انجام پذيرفت.
مشاغل و فعاليتهاي اجرايي
-
- رييس دفتر فني سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايران در استان اصفهان 1358-1346
-
- رييس سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايران و سرپرست اداره کل حفاظت آثار باستاني و بناهاي تاريخي 1366-1358
-
- معاون اجرايي و قائم مقام سازمان ميراث فرهنگي کشور 1379-1366
-
- کارشناس و مشاور علمي حفاظت و مرمت بناها و محوطههاي تاريخي فرهنگي 1386-1345
-
- كارشناس مطالعه، طراحي و اجراي صدها پروژه مرمت و احياء بناها و بافتهاي تاريخي و مجموعههاي امروزين در ايران 1386-1342
-
- طراح و مدير پروژه طرح مطالعه، ساماندهي مرمت و احياي دولتخانه صفوي در شهر اصفهان 1353-1349 و 1379-1374
-
- همکاري افتخاري در دوران بازنشستگي با سازمان ميراث فرهنگي کشور در ارتباط با تهيه طرح مرمت و احياي مجموعه تاريخي فرهنگي عمارت مسعوديه تهران و نظارت افتخاري بر اجراي آن، مرمت ارگ تاريخي بم، مسجد کبود، گنبد جنتسراي اردبيل، ديرگچين، قصربهرام، عينالرشيد و غيره
-
- عضو هيئت موسس و رييس موسسه فرهنگي ايکوموس ايران (Iran ICOMOS)، وابسته به شوراي بينالمللي بناها و محوطهها وابسته به يونسکو.
-
- از پيشنهاد دهندگان طرح مطالعه، تنظيم و تدوين منشور ملي حفاظت بناها و محوطهها و همکاري در اجراي طرح، موسسه فرهنگي ايکوموس ايران وابسته به شوراي بينالمللي بناها و محوطهها و پژوهشگاه سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري.
-
- از بنيانگذاران سازمان ميراث فرهنگي کشور. تهيه پيشنويس اساسنامه و لايحه قانوني تشکيل سازمان ميراث فرهنگي کشور.
-
- از بنيانگذاران مرکز آموزش عالي ميراث فرهنگي.
-
- دبير کنگره تاريخ معماري و شهرسازي ايران، عضو هيئت علمي کنگره، تاسيس دبيرخانه کنگره، برگزاري سه دوره اين کنگره ملي در ارگ بم و ويراستاري علمي و کوشش در چاپ پانزده جلد مجموعه مقالات سه کنگره مذکور 1386-1374
-
- موسس، مدير مسئول و عضو هيئت تحريريه فصلنامه علمي، فني، هنري «اثر» وابسته به سازمان ميراث فرهنگي کشور. دکتر شيرازي تا شماره 41، مدير مسئول اين فصلنامه بودند. اين مجله در سال 1378 از سوي وزارت فرهنگ و آموزش عالي شايستگي کسب درجه علمي-ترويجي را پيدا نمود و هماکنون درجه پژوهشي را بهدست آورده است. اين مجله، فضايي را فراهم آورد که تلاشگران صحنه ميراث فرهنگي کشور قادر باشند نتيجه تلاشها و مطالعات خود را منتشر کنند. طي 41 شماره مجله، حدود 6 هزار صفحه مطلب در حوزه ادبيات معماري، شهرسازي، باستانشناسي و هنر ايران در اين مجله به چاپ رسيد. 1386-1358
-
- برگزاري نمايشگاه پژوهشي و هنري معرفي شهر تاريخي اصفهان با عنوان اصفهان شهر نور (Isfahan city of light) در موزه بريتانيا1976
-
- دبير علمي دومين همايش معماري مسجد، دانشگاه هنر.
-
- دبيرعلمي کميته معماري و شهرسازي، دومين همايش ملي بنياد ايرانشناسي.
-
- دبيرعلمي همايش فرهنگ و هنر اصفهان در سدههاي يازدهم و دوازدهم هجري قمري -چهرههاي معماري و شهرسازي، فرهنگستان هنر، آذر 1385.
-
- حضور فعال در مجامع علمي فرهنگي و شوراهاي تخصصي در سطح ملي و بينالمللي.
-
فعاليتهاي کارشناسي بينالمللي
-
- مطالعه و ارائه گزارش علمي در ارتباط با سه شهر اسلامي اندونزي (منطقه حفاظت شده تاريخي کدوس، دماک و چريبون- سازمان علمي فرهنگي تربيتي آموزشي يونسكو، 1975
-
- ارزيابي و کارشناسي شهر سمرقند ازبکستان براي ثبت در فهرست ميراث جهاني - ايكوموس (شوراي بينالمللي بناها و محوطههاي تاريخي، همكار يونسکو)، 2002
-
- ارزيابي و کارشناسي مجموعه فرهنگي تاريخي احمد يسوي در ترکستان قزاقستان - ايكوموس (شوراي بينالمللي بناها و محوطههاي تاريخي، همكار يونسکو)، 2003
(در رابطه با اين ماموريت، علاوه بر گزارش تهيه شده، مقاله زير نيز به چاپ رسيده است:
Shirazi, B. A., The Mausoleum of Khoja Ahmad Yasawi, World Heritage Review, 37, pp. 24-31,UNESCO, 2004.
فعاليتهاي آموزشي و پژوهشي
-
- تدريس در رشتههاي معماري، مرمت در دورههاي کارداني، کارشناسي، کارشناسي ارشد و دکترا در دانشگاههاي تهران، شهيد بهشتي، هنر اصفهان، شهيد باهنر کرمان، علم و صنعت دانشگاه آزاد تهران مرکزي. 1386-1355
-
- استاد راهنما و مشاور رسالههاي نهايي دورههاي کارشناسي، کارشناسي ارشد و دکترا به تعداد 130 رساله در رشتههاي معماري، مرمت، پژوهش هنر و باستانشناسي1386-1355
-
- ايفاء سهم در تشکيل نخستين دانشکده مرمت بناها و بافتهاي تاريخي (پرديس اصفهان) در دوره کارشناسي ارشد در دانشگاه فارابي پرديس اصفهان، 1356
-
- عضو هيئت علمي مدعو دانشکده معماري و شهرسازي دانشگاه تهران (تدريس در دوره کارشناسي ارشد و دکترا)
-
- عضو هيئت علمي مدعو دانشکده معماري، دانشگاه هنر اصفهان
-
- عضو هيئت علمي مدعو دانشکده معماري وشهرسازي، دانشگاه علم و صنعت ايران
-
- عضو هيئت علمي نيمه وقت دانشکده هنر و معماري، کارشناسي ارشد مرمت بناها و بافتهاي تاريخي، دانشگاه آزاد اسلامي تهران مرکزي
-
- همکار دانشکده معماري و شهرسازي دانشگاه شهيد بهشتي در تنظيم و تدوين دروس رشته کارشناسي ارشد تاريخ معماري و شهرسازي ايران
-
- عضو هيئت علمي مجله علمي پژوهشي مجله هنرهاي زيبا، دانشگاه تهران
-
- عضو هيئت علمي مجله علمي پژوهشي معماري و شهرسازي صُفّه، دانشکده معماري و شهرسازي دانشگاه شهيد بهشتي
کتابها و ساير انتشارات
-
باقر آيت الهزادهشيرازي، معماري اسلامي-شکل، کارکرد و معني، نوشته روبرت هلن برند، انتشارات روزنه، 1383
-
باقر آيت الهزاده شيرازي، اکرم بحرالعلومي، بين دو زمينلرزه: کتاب راهنماي ميراث فرهنگي در مناطق زلزلهخيز، نوشته سر برنارد ام فيلدن، ناشر: موسسه فرهنگي ايکوموس ايران، پايگاه پژوهشي ارگ بم، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، 1383
-
باقر آيت الهزاده شيرازي، ترجمه فصل 16 از بخش سوم جلد سوم: معماري هخامنشي، فصلهاي 39، 42 و 43 از بخش ششم جلد سوم: معماري دوران اسلامي به همراه تعليقات مترجم بر جلد سوم، جلد هشتم، از کتاب سيري در هنر ايران، نوشته پروفسور آرتور پوپ، شرکت انتشارات علمي و فرهنگي، در دست انتشار
-
باقر آيت الهزاده شيرازي، مهرداد حجازي، حفاظت و مرمت سازهاي ميراث معمارانه، نوشته جورجو کروچي، در دست انتشار
-
باقر آيت الهزاده شيرازي، مروري بررويکرد ايران معاصر به حفاظت ميراث فرهنگي (تاليف، 1385)، موسسه فرهنگي ايکوموس ايران و پژوهشگاه سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، در دست انتشار
-
باقر آيت الهزاده شيرازي، ترجمه منشورهاي بينالمللي حفاظت: منشورها و قوانين محافظت معمارانه-پاکستان (1386)، منشور حفاظت مکانهاي ارزشمند ميراث فرهنگي- ايکوموس نيوزلند(1386)، منشور آتن، منشور ونيز، در دست انتشار
-
باقر آيت الهزاده شيرازي، تاريخ معماري و شهرسازي شهر اصفهان، در دست تاليف
مقالات
تاليف و ترجمه بيش از 110 مقاله در حوزه مرمت و حفظ آثار و بافتهاي تاريخي، معماري و شهرسازي
عضويتها
-
- عضو پيوسته فرهنگستان هنر جمهوري اسلامي ايران1386-1380
-
- عضو کميته معماري و شهرسازي فرهنگستان هنر جمهوري اسلامي ايران
-
- عضو شوراي فني سازمان ميراث فرهنگي کشور
-
- عضو هيئت موسس و رييس موسسه فرهنگي ايکوموس ايران، وابسته به شوراي بينالمللي بناها و محوطهها، همكار يونسکو 1386-1379
-
- عضو هيئت داوري مسابقات بزرگ و ملي معماري مانند طراحي کتابخانه ملي ايران، طراحي مجموعه فرهنگستانهاي جمهوري اسلامي ايران و غيره
-
- عضو افتخاري آکادمي معماري کشورهاي شرقي
-
- عضو کميته راهبردي پژوهش ارگ تاريخي بم
-
- عضو کميته راهبردي پژوهش و حفاظت قلعه الموت
-
- عضو کميته علمي کنفرانس بين المللي مطالعه و حفاظت از معماري خشتي يزد 1382
تدوين و تأليف جزوات درسي
-
سالمسازي محيط مرطوب، براي درس تکنولوژي مرمت. 1366
-
اخلاق در مرمت، براي درس طرح مرمت بنا. 1367
-
تجربيات پژوهش، حفاظت و مرمت در ايران براي درس قوانين و تشکيلات. 1370
-
ميراث فرهنگي و توسعه حفاظت به مفهوم تعمير و حقيقت اقتصادي براي درس طرح مرمت و بافت. 1379
-
سير تحول سازه در معماري ايران براي درس تکنولوژي مرمت و تاريخ معماري. 1381
-
آموزش مرمت بناهاي تاريخي براي معماران و مرمتگران براي درس طرح مرمت بناها و بافتهاي تاريخي. 1380
-
جزوه درسي تهيه طرح مرمت بناها و مجموعهها
جوائز و تقديرنامهها
- برنده جايزه بينالمللي Award for Architecture
به خاطر ارائه و اجراي طرح مرمت، حفظ و احياء بناهاي تاريخي چهلستون، عاليقاپو و هشتبهشت در شهر اصفهان در سال 1980. در اين پروژه، دکتر شيرازي بهعنوان طراح و مدير پروژه در سازمان ملي حفاظت آثار باستاني با موسسه شرقشناسي ايتاليا
(IsMEO) Italian Institute for Middle
East and Far East
به سرپرستي دکتر Eugenio Galdieri همکاري داشتند. اين جايزه، بهخاطر کار حفاظتي دقيق و گسترده صورت گرفته و گزارشهاي پژوهشي منتشر شده به مجريان آن اعطاء گرديد. نتايج اين پروژه، باعث گسترش بدنه دانش معماري از معماري اسلامي شد و کارشناسان و هنرمندان آموزشديده در اين پروژه، در ساليان بعد، از تجارب کسب شده خود در مرمت و احياي بناهاي متعددي در اصفهان و ساير شهرهاي ايران بهره بردند.
- چهره ماندگار عرصه معماري، مرمت و حفظ آثار تاريخي، همايش چهرههاي ماندگار،1380.
- برنده جايزه تشويقي کتاب سال ايران براي ترجمه کتاب معماري اسلامي از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1382
- بازنشسته برگزيده ملي از سوي رياست جمهوري اسلامي ايران، 1382
- خادم برگزيده ميراث فرهنگي از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1382
- خادم برگزيده ميراث فرهنگي از سوي سازمان ميراث فرهنگي کشور، 1382
- استاد برگزيده سال از سوي دانشگاه آزاد اسلامي
- دريافت لوح تقدير بهمناسبت همکاري در همايش ملي بنياد ايرانشناسي
- دريافت لوح تقدير از سوي انجمن صنفي معماران اصفهان، 1383
- دريافت لوح تقدير بهعنوان خادم برگزيده ميراث فرهنگي
- دريافت لوح تقدير در حوزه معماري و مرمت آثار باستاني از دومين همايش اخلاق و نياِش در آينه هنر و پژوهش، 1386
- دريافت چندين تقديرنامه از دانشگاه آزاد اسلامي بهعنوان استاد نمونه، وزارت مسکن و شهرسازي، بنياد ايرانشناسي، فرهنگستان هنر و غيره، 1386-1379
در اين گزارش سعي شده است تا خوانند با شخصت وجودي استاد دكتر شيرازي، پدر علم مرمت نوين ايران آشنا شده و از ايمان، انديشهها، منش، عشقش به ايران عزيز، اطلاعاتي كسب نمايد. استادي كه به بهترين نحوه ممكن و در مراسم تجليلش به ديار حق شتافت و در اذهان ما ماندگار شد. حمزه حمزه
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 0:15 توسط محمد عباسی
|
تازه ترين بررسي هاي باستان شناسان در روستاي زعفرانيه سبزوار به كشف يك قلعه دفاعي متعلق به دوره سلجوقيان(900سال پيش) منجر شد.نوع معماري اين قلعه نشان از اضطراب سياسي مردم در دوره سلجوقي در اين منطقه دارد.شاخص ترين اثر روستاي زعفرانيه كاروانسراي زعفرانيه يكي از زيباترين و باشكوهترين كاروانسراهاي كشور است كه از نظر تاريخي به دوره قاجاريه بر مي گردد. سردر بسيار رفيع، تزئينات آجركاري بسيار زيبا، چهار برج در چهارگوشه بنا و سه نيم برج در حد وسط برج ها، تزئينات مقرنس هاي گچ بري و... اين بنا را منحصر به فرد كرده است. «محمد عبدالله زاده ثاني»، باستان شناس اداره ميراث فرهنگي و گردشگري سبزوار گفت: «بررسي هاي باستان شناسي پيرامون كاروانسراي زعفرانيه در روستاي زعفرانيه به شناسايي يك قلعه منجر شد. سفال هاي پراكنده درسطح قلعه نشان مي دهد اين قلعه متعلق به دوران سلجوقي است. بافت اين قلعه درون گرا است و از ضلع شمالي قلعه با بافت هاي اطراف ارتباط داشته است.نوع معماري بنا، كشيدگي ديوارها و بسته بودن حصار قلعه نشان از اضطراب سياسي حاكم بر آن دوران دارد.همين اضطراب باعث شده است كه مردم در اين دوره در پناه حصار قلعه زندگي كنند.»او گفت: « بعد از اينكه اين اضطراب سياسي رفع شده است مردم از اين قلعه بيرون آمده و در اطراف اين قلعه به زندگي خود ادامه داده اند. وجود يك چاپار خانه با پلان(معماري) مستطيل شكل مويد آن است.اين چاپار خانه براي كنترل آمد و شد كاروانيان و مسافراني بوده است كه اين منطقه عبور كرده اند. سفرنامه تاورنيه سياح كه شاهد نظارت چاپار خانه بر آمد و شد مسافران بوده، مويد اين حرف است.»عبدالله زاده گفت: «يك مسافرخانه نيز شناسايي شده است كه يادگاري از سال هاي 1200 تا 1100 هجري قمري است. بركنار آن بقاياي يك يخچال و يك آسياب نيز ديده مي شود
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 23:11 توسط محمد عباسی
|
بيهق نام ديرينه ناحيهاي از خراسان بوده است كه اكنون آن را سبزوار خوانند.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بلاگر http://aryamehr.blogfa.com در معرفي شهرستان سبزوار مطالب متنوعي نوشته است. در يكي از اين مطالب آمده است: سبزوار از دير زمان مهد دانش و فرهنگ بوده و جايگاه خاصي را از اين نظر در ميان شهرهاي ديگر به خود اختصاص داده است. سابقه فرهنگي اين شهر آن چنان با ارزش است كه هر انساني با اندك مطالعه و توجه در مورد آن به اهميت مطلب پي ميبردو اين سابقه فرهنگي به زمان فتوحات اسلام و اوايل دوران حكومت اسلامي مي رسد.
بخصوص در دوره حكومت اموي، صحابه پيامبر كه دوستدار خاندان اهل بيت عليه السلام بوده و مخالف حكومت ستم پيشه اموي به شمار ميآمدند براي دور ماندن از فشارها و تهديدهاي آنان به خراسان، به خصوص شهر بيهق روي آورده و اين ديار به عنوان پناهگاه آنان محسوب مي شد. از جمله ابورفاعه كه يكي از صحابه بزرگ پيامبر اكرم (ص)به شمار ميآمد سرنوشتي بدين صورت داشت.
در ميان سبزواريها افراد بزرگواري در صحنه علم و ادب و زهد و تقوا پا به عرصه وجود گذاشتند كه در پيشرفت و توسعه فرهنگ و تحولات سياسي اجتماعي بيهق نقش بسزايي را ايفا كردند كه به عنوان نمونه در صحنه فرهنگي بايد به بزرگواراني از جمله ابوالحسن بيهقي مؤلف تاريخ بيهق و ابوالفضل بيهقي صاحب تاريخ مسعودي و ديگران اشاره كرد.
در صحنه تحولات اجتماعي بايد به حركت عظيم سربداران اشاره نمود كه نهضتي شيعي را در مقابل ايلخانان مغول بوجود آوردند و اين جوشش اجتماعي حكومت سربداريه را در حدود نيم قرن در نواحي وسيعي از سرزمين ايران برقرار نمود.
بايد گفت حيات هر قومي بسته به فرهنگ و دانش آن مرز و بوم دارد و اينكه آنان تا چه حد از علم و تمدن بهره داشته اند، نقش مؤثري در افتخارات آن قوم دارد و اين افتخار حاصل نمي گردد جز اينكه ميان قوم، بزرگان و علما و دانشمنداني پا به عرصه ظهور نهاده باشند. و از آنجا كه سبزوار نيز داراي چنين افتخاراتي در گذشته بوده است، پس بهتر آمد تا بر تلاش و كوشش آنان ارج نهاده از سرمايه هاي مفيد آنان بهره ببريم و آيندگان را نيز مشمول اين فضيلت گردانيم.
فقها و محدثان
علي ابن ابراهيم بيهقي
ابوبكر احمد ابن بيهقي
بيهقي(ابوطيب محمد ابن علي)
بيهقي(محمد ابن سعوديه)
بيهقي(ابو علي حسين ابن احمد)
بيهقي(ابن ابي طيب)
بيهقي(ابوالفرج يعقوب)
بيهقي(ابو سعد محسن ابن محمد)
بيهقي(ابراهيم جعفر)
ابوالفتح سهل ابن علي ارغياني
بيهقي(ابو سعيد زيد)
بيهقي(ابو علي احمد)
بيهقي(احمد ابن حسين)
بو جعفرك بيهقي
ابو القاسم زيد ابن حسين بيهقي
بيهقي(برزهي)
بيهقي(ابو منصور علي)
بيهقي(ابو الحسين زيد)
بيهقي(بهاء الدين محمد)
بيهقي(ابوالحسن علي)
بيهقي(شيخ ابو الحسن عبيدالله)
قطب الدين كيدري بيهقي
ابوالمحاسن مسعود بن علي صواني بيهقي
حسين ابن علي بن عبد الصمد تميمي سبزواري
طبرسي
واعظ شيعي
محقق سبزواري
علامه حاج ميرزا حسن سبزواري
حاج ميرزا ابراهيم شريعتمداري
شيخ عبدالله قاضي سبزواري
حاج ميرزا حسن علوي سبزواري
السيد عبدالله برهان المحققين
حاج ميرزا حسين سيادتي
حاج ميرزا حسين فقيه سبزواري
السيد محمد مهدي علوي سبزواري
عبدالعلي سبزواري
عرفا
امام الحرمين جويني
شيخ سعدالدين حموئي
شيخ محمد علي مؤذن سبزواري
حاج ملا هادي سبزواري
حاج ميرزا اسماعيل سبزواري
شعرا
بيهقي (محمد بن عبد الرزاق)
بيهقي( ضياء الدين)
ابن يمين فريومدي
اوحد سبزواري
امير شاهي سبزواري
كمالي سبزواري
محمد هاشم افسر
ادبا
بونصر مشكان
خواجه ابوالفضل بيهقي
ابو سعد محسن بن محمد بن كرامه بيهقي
ابوالحسن بيهقي
مجد الدين ابوالبركات فضل ابن علي بيهقي
عطاملك جويني
خواجه شمس الدين محمد جويني
معين الدين جويني
واعظ كاشفي
شخصيت هاي سياسي و فرهنگي
عبد الرزاق باشتني
خواجه وجيه الدين مسعود باشتني
آقامحمد آي تيمور
كلواسفنديار
خواجه شمس الدين علي چشمي
خواجه يحيي كرابي
خواجه ظهيرالدين كرابي
پهلوان حيدر قصاب
خواجه لطف الله باشتني
پهلوان حسن دامغاني
امير شمس الدين فضل الله باشتني سبزواري
خواجه علي مؤيد
شيخ محمد تقي بهلول
دكتر قاسم غني
محمد تقي شريعتي
دكتر علي شريعتي
بر خلاف تصور عمومي كه سبزوار و بيهق را يك شهر قلمداد مي كنند، بررسي هاي جغرافيايي تاريخي نشان مي دهد كه هر چند شهر سبزوار بعداً جانشين شهر بيهق شده و عملاً همان نقش و بلكه گستردهتر را در اين ناحيه از كشور ايفا نموده است، و ليكن اين دو شهر به لحاظ جغرافيايي بر هم منطبق نبوده و به لحاظ تاريخي هم تقدم و تاخر داشته اند. شهر بيهق كه قدمت بيشتري داشته است در حول و حوش روستاي فعلي خسروگرد واقع در 6 كيلومتري سبزوار فعلي استقرار داشته است. كه بعداً رو به ويراني نهاده و كم كم قصبه سبزوار در محدوده مركزي شهر سبزوار فعلي رونق گرفته و وسعت و توسعه يافته است.
وجه تسميه سبزوار
در مورد وجه تسميه شهر سبزوار مؤلف كتاب تاريخ بيهق اين چنين توضيح مي دهد: ... و گفته اند كه سبزوار را ساسويه بن شاپور الملك بنا كرد و شاپور آن بود كه نيشابور را بنا كرد. سبزوار در اصل ساسويه آباد بوده است و گفته اند اين ساسويه، يزد خسرو بود كه خسرو شير جوين و خسرو آباد بيهق و خسرو جرد را بنا كرد.
ابن فندق در معرفي شهر سبزوار اينگونه ادامه مي دهد: سبزوار شهري بزرگ شد، با انواع درخت ميوه دار و سايه بخش پس مردمان اينرا سابزوار يعني سازوار. و گفتند: سبزوار «كجنات تجري من تحتها الانهار» و عمارتها و بازارها و محله هاي سبزوار متصل گشت تا به ديد ايزي از راه زورين و هنوز اطلال آن عمارت باقي است»
اين شهرستان از جمله 4 شهر اوليه است كه در ايران به مذهب اثني عشري گرويد. فرهنگ غني تشيع در اين منطقه موجب شد تا سبزوار خاستگاه نهضت انقلابي و شيعي سربداران عليه حكام ستمگر مغول گردد.
نهضت سربداران كه از روستاي باشتين سبزوار آغاز شد رفته رفته قسمت اعظم نواحي مركزي خراسان بزرگ تا حدود هرات و ولايت تومس(استان سمنان فعلي) را در بر گرفت و حكومت سربداران در اين ناحيه از ايران تشكيل گرديد. سبزوار پايتخت اين سلسله شد و همين سربداران بودند كه براي تحكيم مباني فقهي تشيع از شهيد اول خواستند تا يك دوره فقهي تاليف و به سبزوار ارسال دارد و كتاب لمعه را آن عالم بزرگوار به همين منظور تدوين نمود.
بزرگاني چون ابوالفضل بيهقي مؤلف تاريخ مسعودي، ابوالحسن زيد بيهقي، ابن يمين فريومدي …و حكيم عالي قدر و فيلسوف شرق حاج ملاهادي سبزواري در اين ولايت پا به عرصه گيتي نهاده اند. معروف است كه شيخ طبرسي به مدت سي سال در اين شهر سكني گزيده و به قولي تفسير مجمع البيان را در همين شهرستان تاليف نموده است. همچنين جا دارد از دكتر شريعتي كه از كوير محروم اين منطقه به جهان اسلام تقديم شده است نيز ياد كرد.
آثار تاريخي
نشانه هاي ديرپاي و شكوه و عظمت فرهنگ و تمدن شهر سبزوار آثار و ابنيه و محوطه هاي باستاني متعدد و متنوعي است كه در سرتاسر شهرستان بر جاي مانده و هر يك بيان كننده ارزشهاي ديني، فرهنگي و فني مي باشد.
كهن ترين محوطه هاي باستاني سبزوار كه بقاياي آبادي هاي وسيع و معتبر مي باشند پيشينه اي از پنج تا سه هزار سال دارند. از دوران تاريخي نيز تا كنون حداقل يك مجموعه معماري متعلق به ساسانيان در ريوند سبزوار بر جاي مانده است. اما عصر طلايي شكوفايي فرهنگ و تمدن منطقه، قرون اوليه اسلام تا اواخر قرن هشتم هجري بوده كه آثار و نشانه هاي آن دوران در عرصه وسيع سبزوار شناسايي شده اند. مساجد و بناهاي مذهبي در سبزوار فراوان است و به لحاظ كاربري عمومي و اعتقادي از استحكام و صلابت خاصي برخوردار مي باشند. سبك معماري، تزئينات و كتيبه هاي آنها بيشترين آگاهي از جايگاه والاي سبزوار در عرصه فرهنگ و تمدن ايران زمين ارائه مي كنند.
بناها
مسجد جامع قرن8(ه.ق)
مسجد پامنار صفويه
مصلي قرن8(ه.ق)
مناره خسروگرد قرن 8(ه.ق)
مزار امامزاده شعيب صفويه
آرامگاه حاج ملاهادي قاجاريه
رباط فرامرز خان قاجاريه
مسجد خسروشير ايلخاني
مسجدآق قلعه ايلخاني
آرامگاه نجم الدين كبري سلجوقي
چهارتاقي ريوند ساساني
كاروانسراي مزينان صفويه
كاروانسراي ريوند صفويه
كاروانسراي سرپوش قاجاريه
كاروانسراي زعفرانيه صفويه-قاجاريه
مسجد پايين قلعه صفويه
رباط مهر صفويه
مسجد جامع چشام 791(ه.ق)
امامزاده آزادور ايلخاني-تيموري-صفويه)سید حسن غزنوی)
امامزاده بي بي عليه خاتون اسلامي
كاروانسراي صالح آباد قاجار
مقبره ابوالحسن بيهقي اسلامي
قلعه كهنه ششتمد قرن6و7(ه.ق)
ايسنا
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 23:6 توسط محمد عباسی
|
آثار تاريخي- فرهنگي را از تخريب نجات ميدهد
نبود منشور مرمت و يك نظام انديشهاي جامع براي نگهداري و مرمت آثار تاريخي در ايران، ماندگاري اين آثار را با تهديد روبهرو كرده و با تخريب آثار تاريخي، گنجينههاي اطلاعاتي ارزشمندي از گذشتگان نيز نابود ميشود.
به عقيده كارشناسان پراكندگي و تفاوت در عقايد مربوط به حفاظت و مرمت آثار تاريخي از جمله مشكلاتي است كه در مسير نگهداري و مرمت آثار تاريخي وجود دارد. چنانكه رييس پژوهشكده حفاظت و مرمت آثار تاریخی-فرهنگی نيز در اين باره معتقد است كه يكي از مشكلات عمده مرمت و حفاظت در كشور، نبود يك زبان مشترك ميان كارشناسان اين رشته و ديگراني است كه با موضوع ميراث فرهنگي آشنا هستند و در حوزههاي ديگر فعاليت ميكنند.
«دکتر رسول وطندوست» با تاكيد بر اهميت ايجاد يك نظام يكپارچه در انديشههاي حفاظتي و مرمتي آثار تاريخي آن را به معناي همسو كردن تمامي افكار نظري و مهارت هاي عملي نميداند.
به عقيده وي، براي ايجاد يكپارچگي در انديشههاي مرمتي نبايد همه مرمتگران بدون خلاقيت صرفا به انجام اموري از پيش تعيینشده اقدام كنند چرا كه «مرمت» يك كار علمي هنري است. علم در چارچوبهاي مشخص جاي دارد و هنر به خلاقيت نيازمند است. آميزه مناسب اين دو است كه مرمت انجامشده را مورد تائيد و مرمتگر مسئول را موفق ميسازد.
يكپارچگي در انديشههاي مرمتي يعني پذيرش معيارهاي ارزشي مرمت، به طوري كه «كجايي»، «تعلق زماني» و نهايتا «چرايي» اثر توسط مرمتگر دچار خدشه نشود.
وطندوست ميگويد: «يكپارچگي در انديشههاي مرمتي يعني پذيرش معيارهاي ارزشي مرمت، به طوري كه «كجايي»، «تعلق زماني» و نهايتا «چرايي» اثر توسط مرمتگر دچار خدشه نشود. براي مثال لازم است كه مرمتگر مسئول با «اصالت» يك اثر كه ميتواند يك شي و يا يك محوطه بزرگ تاريخي باشد، كاملا آشنا باشد. نبود آگاهي و يا نقص آگاهي نسبت به مفهوم «اصالت»، ميتواند مرمتگر را بياختيار به سمت تبديل شدن به يك عامل تخريب سوق دهد. مرمتگر در انديشه خود در جهت حفظ ارزشها و انتقال پيام فرهنگي اثر گام برميدارد، در حالي كه در واقع، در درازمدت نقش تخريبي او بر اثر فرهنگي هويدا ميشود.»
مسئولان و كارشناسان در بحث نگهداري و مرمت اصولي آثار تاريخي به دنبال يافتن راهكارهاي نظري و عملي هستند كه مشكلات اين عرصه را از ميان بردارد. استانداردهاي جهاني همه گواه اين امر هستند كه تدوين اصول و قوانيني متناسب با شرايط بومي هر منطقه ميتواند در حفاظت، احيا و مرمت اصولي آثار تاريخي نتايج مطلوبي را به دنبال داشته باشد. از اين رو ايكوموس تهيه و تدوين قوانيني در قالب منشور مرمت را براي كشورهاي عضو الزامي ميداند.
آثار تاريخي ايران منشور مرمت ندارند اگرچه از چندي پيش اعضاي ايكوموس ايران نيز تلاشهايي را براي بستن قرارداد با سازمان ميراث فرهنگي پيشين و سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري كنوني انجام دادهاند تا منشور مرمتي را به منظور پاسخگويي به نيازهاي مرمتي آثار تاريخي ايران تدوين كنند اما تاكنون اين امر به نتيجه نرسيده و هنوز مرمت در ايران بدون وجود قوانيني جامع صورت ميگيرد.
وطندوست نيز تدوين منشور مرمت را الزامي ميداند و ميگويد:«ضروري است متخصصان و انديشمندان رشته حفاظت و مرمت آثار تاريخي به هر طريق ممكن نسبت به ايجاد يك فرهنگ تخصصي اقدام كنند. نابساماني در شيوههاي مرمت تهديدهاي عمدهاي براي ميراث فرهنگي كشور به وجود ميآورد. نبود هماهنگي در روشهاي مرمتي تنها برعهده مرمتگران نيست، بيشتر نبود يك تشكيلات منسجم و فقدان آييننامهها، دستورالعملها و منشورها است كه چنين مشكلي را پيش روي ما قرار داده است.»
ايكوموس تهيه و تدوين قوانيني در قالب منشور مرمت را براي كشورهاي عضو الزامي ميداند.
وي تاكيد ميكند:«هر چند منشورهاي جهاني حفاظت و مرمت مفاهيم و ضرورتهاي كلي را بيان كرده و تبيعت از آنها براي كشورهاي مختلف تقريبا به صورت يك اصل در آمده است، بهدليل نبود يك نظم نظارتي جهاني و به تبع آن نبود نظام نظارتي در كشورهاي مختلف هنوز اين مشكل به طور اساسي از بين نرفته است. از اين رو بديهي است تدوين منشورهاي ملي مرمت بدون اتكا به تجربيات مرمتي ممكن نيست و بايد طرحهاي متعددي به اجرا در آيد، نقاط ضعف و نقاط مثبت آنها تعيين شود و بر پايه تجربيات اصلي و با وامگيري از دانش جهاني به همراه تجربيات علمي و عملي هر كشور منشورهاي مرمتي ملي تدوين شود.»
وطندوست درباره پيشينه نگهداري و مرمت آثار تاريخي در ايران ميگويد:«هر چند حفاظت و نگهداري از آثار فرهنگي موضوع تازهاي در فرهنگ سنتي ايران نيست اما مدت زيادي از نگاه فراگير و كاوشگرانه نسبت به اين حوزه فرهنگي نميگذرد. حفاظت از بناهاي تاريخي يا اشيا و تزيينات معماري به طور سنتي در فرهنگ گذشته ما رواج داشته است. بازسازي مساجد، با توجه به نقش محوري آن در زندگي روزمره ايرانيان يكي از دلايل اثبات اين امر است. يعني در بسياري از موارد كمك مردم به نگهداري يك مجموعه فرهنگي جزئي از مسئوليتها و خواستههاي آنها بهشمار ميرفته است. بزرگان و فرمانروايان گذشته اين مرزوبوم نيز همت زيادي در حفاظت از ارزشهاي فرهنگي زمان خود داشتهاند. نمونه روشن اين امر را نيز ميتوان در كتيبههاي برخي از شاهان بزرگ هخامنشي مشاهده كرد.»
اكنون حدود بيست سال از زماني كه حفاظت و مرمت آثار فرهنگي به صورت نظاممند در كشور آغاز شده، ميگذرد. پيش از آن نيز هياتهاي كاوشهاي باستانشناسي گاه با بهكارگيري فرد يا افرادي بهعنوان مرمتگر به طور بسيار محدود و صرفا براي ارايه كمكهاي اوليه به اشيا مكشوفه و بيشتر براي زدودن سريع و همراه با تخريب لايههاي مختلف از روي برخي از اشيا براي يافتن خطوط و تزيينات زير آنها اقدام ميكردند.
رييس پژوهشكده حفاظت و مرمت ميگويد: «در سالهاي نخستين دهه 1350 براي نخستين بار موضوع ايجاد كارگاه و آزمايشگاه مرمت در مركز باستانشناسي سابق در دستور كار فعاليتهاي اين مركز قرار گرفت و براي نخستين بار به تخصصهايي همچون شيمي و فيزيك براي برخوردي موشكافانهتر با موضوع مرمت توجه شد. در همان سالها نخستين كارگاه مرمت در يك اتاق كه بعدها به تدريچ گسترش يافت در زيرزمين ساختمان مركز باستانشناسي سابق كه اكنون به ميراث فرهنگي تهران تعلق دارد تاسيس شد و در واقع از همانجا قدم گذاشتن در راهي طولاني كه بخش اندكي از آن تاكنون طي شده است، آغاز شد.»
به گفته وطندوست، به رغم گذشته طولاني و تجربيات حاصل از فعاليتهاي ميداني و قرار گرفتن موضوع حفاظت و مرمت آثار تاريخي در نظام دانشگاهي كشور، هنوز تا رسيدن به جايگاه آرماني اين علم و هنر راه زيادي باقي است.
وطندوست نظام حفاظتي و مرمتي كشور را به سه بخش پژوهش، امور ستادي و امور اجرايي تقسيم ميكند و ميگويد: «هرچند تاكنون تلاشهاي زيادي در حوزه امور ستادي مرمت اشيا و تزيينات وابسته به معماري صورت گرفته اما در مقايسه با موضوع مرمت بناهاي تاريخي هنوز فاصله بسيار زيادي تا رسيدن به نقطه آرماني وجود دارد. امور ستادي مرمت اشيا فرهنگي - تاريخي به يك انديشه كلي و جمعبندي نظرهاي مختلف نياز دارد. هماهنگي بين كارشناسان مرمت و موزهداران، جمعداران، باستانشناسان و كارشناسان ديگري كه به نحوي در ارتباط با اين موضوع هستند ضروري است.»
به عقيده وطندوست، تعريف و تدوين وظايف «مرمتگر» از يك سو و تعريف و تدوين وظايف «موزهدار»، «جمعدار»، «باستانشناس» در ارتباط با «مرمتگر» نيز الزامي است. هر چند اين امر يكباره محقق نميشود و تنها با گفتگو و بهرهگيري از نظرهاي ديگران است كه ميتوان به راه قابل قبول و كارا دست يافت.
آثار تاريخي پيوند ديروز به امروز
اطلاعاتي كه آثار تاريخي در مورد پيشينيان براي نسلهاي بعدي به همراه آوردهاند آن چيزي است كه بر اهميت ماندگاري آثار مهر تاييد ميزند. كاوش در اين آثار و سعي در شناسايي آداب و رسوم گذشتگان و هر آنچه كه به تمدنهاي پيشين تعلق دارد نسلها را به هم پيوند ميزند.
«شهرزاد امينشيرازي»، كارشناس پژوهشكده حفاظت و مرمت درباره نقش آثار تاريخي در شناخت گذشتگان ميگويد: «هدف اصلي از انجام فعاليتهاي مرمتي و حفاظتي عبارت است از حفاظت شي يا اثر. حفاظت به طور منطقي و عام يعني حد نهايي تضمين براي انتقال اطلاعات از امروز به فردا. با اين ديدگاه اثر حاوي اطلاعاتي است كه به عنوان نمايندهاي از يك تفكر و تمدن خاص آنها را در اختيار بيننده و يا محقق ميگذارد. تضمين مطرح در رابطه با اين اطلاعات يعني اين كه ما بايد به نحوي اقدام كنيم كه اين اطلاعات تا حدامكان به طور كامل و دستنخورده در اختيار شخصي قرار گيرد كه با اين اثر روبرو ميشود.»
امينشيرازي بر اين باور است كه اطلاعاتي كه شي به همراه دارد يعني همه دريافتهايي كه در اثر برخورد با شي كسب ميكنيم. اين اطلاعات را ميتوان به دو دسته تقسيم كرد كه با اسامي مختلفي چون اطلاعات كهن يا اطلاعات معاصر در مورد آنها صحبت ميشود.
به گفته وي اطلاعات كهن يا اطلاعات ذاتي دادههايي هستند همچون اطلاعاتي در مورد باستانشناسي، مردمشناسي، تاريخ هنر و يا تكنولوژي. اين دادهها متعلق به خصوصيات اصلي شي هستند.
اين كارشناس همچنين اطلاعات معاصر يا اطلاعات اكتسابي را مجموعهاي از اطلاعات عنوان ميكند كه يك مرمتگر و حفاظتگر از شي دريافت ميكند، اطلاعاتي در مورد فرآيندهاي فرسايشي، اطلاعات آسيبشناسي و نيازهاي حفاظتي – مرمتي يك شي.
وي تاكيد ميكند: «مجموعه اطلاعاتي كه شي به ما ميدهد، ميتواند هويت متمايز اثر را بسازد، يعني شخصيت شاخص اثر را تعيين ميكند. بنابراين هويت هر اثر بستگي به اطلاعات دارد. اگر اين فرض را در نظر داشته باشيم، بنابراين ميتوان براي هر شي دو گونه هويت را در نظر گرفت كه يكي از آنها منفرد و وابسته به ذات شي است و ديگري هويت وابسته كه در برگيرنده ارتباط شخصيت شي با مجموعه آثاري است كه به آن تعلق دارد.»
وي در تعريف مجموعه اشيا ميگويد:«تعدادي از اشيا كه داراي يك محور مشترك باشند را يك مجموعه از اشيا ميگويند. اين محور مشترك ميتواند تعلق اجزا به يك دوره، فرهنگ يا تمدن خاص باشد.»
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 16:31 توسط محمد عباسی
|
هور ساماندهي بناي حاج ملاهادي سبزواري اين بنا واقع در ميدان كارگر سبزوار متعلق به دوره قاجاريه با مالكيت شخصي به شماره ثبت 1334 به ثبت آثار ملي ايران رسيده است. اين بنا به روايتي در سال 1290 قمري توسط يكي از درباريان ناصرالدين شاه (ميرزا يوشي مستوفي الممالك) در ملك مزروعي حاج ملاهادي بنا گرديد. اين بنا در سال 1352 شمسي براي اولين بار مرمت گرديد. البته اقدامات ديگري نيز در سالهاي بعد براي حفظ بنا انجام پذيرفت. اين بنا به صورت يك كوشك در باغي كوچك بنا شده است. كوشك به شكل پلان چليپا شكل ميباشد كه حجراتي در اطراف آن را احاطه كرده است. تعدادي طاق نما نيز در ضلع جنوبي و شمالي تزيين كننده بنا ميباشد. دو باغچه پس از ورودي در جلو بنا مقابل كوشك قرار گرفته دو باغچه ديگر در دو جناح شرقي و غربي كوشك واقع شده است و دو باغچه بزرگ نيز به شكل مستطيل در سمت جلو بنا واقع شده است. عمارتي در جبهه جلو بنا مكمل فضاهاي بنا ميباشد اين عمارت در دو طبقه احداث شده است. بنا از آجر با ملات گچ و گچ خاك تشكيل شده است كه آرايههايي از جنس كاشي معرق در طاق نماها و حجرات كناري تزيين بخش بنا ميباشد. داخل آرامگاه كه به شكل چليپا ميباشد از پلانهاي 4 صفهاي تبعيت كرده. يعني 4 طاق آهنگ پوشش دهنده 4 صفه و طاقي كلمبوس پوشش دهنده فضاي اصلي است كه به شكل گنبد درآمده است. در زير گنبد يعني در روي پوشش آهيانه آن تزئينات يزدي بندي به شكل پركار ارائه داده است. در سالهاي گذشته و قبل از مرمت بنا در سال 66 و 67 اين قسمت پوشش گچي داراي تزئينات آينهكاري بوده است كه پس از مرمت به دليل ريزش قسمتي از آنها ديگر تزئينات آينهكاري بازسازي نشده است. پوشش روي گنبد به شكل كاشيكاري شده از جنس كاشي نره ميباشد كه چندين بار تا به حال بازسازي شده است. اين كاشيهاي به رنگ آبي فيروزهاي پوشش دهنده گنبد در مقابل اثرات جوي مانند رطوبت ناشي از باد، باران ميباشد. گنبد بنا بر خلاف تمامي گنبدهاي معماري سنتي ايران براساس چند نيمدايره بنا شده است و همانگونه كه ميدانيم گنبدي كه با استفاده از چند نيمدايره احداث شود بسيار نامقاوم در مقابل بارهاي وارده بوده و در قسمتي شكمگاه دچار تركهاي عميق ميشود. مانند تركهايي كه هم اينك در روي آهيانه گنبد ميتوان ديد. در عمارت جنوبي بنا يك اتاق در قسمت وسط به همراه دو اتاق كشيده در اطراف مانند پلانهاي سه دري واقع در خانههاي قديمي قابل مشاهده است. دو اتاق در حكم بروار براي اين ميانبار ميباشد كه خنثي كننده نيروهاي طاق ميانبار نيز هستند. از طرفي يكي از اين بروارها داراي پلكاني براي دسترسي به اشكوب هم است. اشكوب دوم نيز اتاقي است كه روي اين فضا را پوشش داده است. بنا در لچكهاي داراي تزئينات آجري به شكل چيدمانهاي مختلف آجري ميباشد. بعضي از اين طاق نماها قبلاً راههايي به قسمتهاي اطراف داشته كه دسترسيهاي ديگر بنا را فراهم ميكرده است. كاربريهاي گوناگون بنا: از زماني كه بنا در ملك شخصي ملاهادي احداث شد قسمت كوشك بنا كاربري آرامگاه خود را حفظ كرده است. و قسمت عمارت جنوبي در ابتدا كه در دست مالكين آن بود به شكل فضاهاي انبار و اتاقهايي كه گاهگاه مورد استفاده قرار ميگيرد بوده است. ولي دير زماني نيست كه بنا به دفتر ميراث فرهنگي شهرستان تبديل شده است و فضاهاي گوناگون داراي كاربريهاي مختلف شده است. نقد طرح باززندهسازي بنا: در داخل فضاي كوشك مانند در شمال شرق كوشك حجرة آن تبديل به فضاي اتاق نگهبان شده است. و حجرة ضلع شمال غرب بنا تبديل به انباري براي اداره ميراث فرهنگي شده است. دو اتاقك سمت جنوب شرقي به ترتيب تبديل به حجره سرايدار و حجرههاي معاونت وپژوهشي بدل گشته است. و از حجرههاي جنوب غربي بنا به ترتيب تبديل به انباري مقبره و دفتر معاونت معرفي و آموزشي شده است. عمارت جنوبي نيز در طبقه پايين تبديل به قسمتهاي مختلف اداره ميراث شده است. ميانوار وسط به قسمت دفتر اداري ميراث بروار غربي به دبيرخانه سازمان و اتاقك در طبقه دوم در قسمت وسط به دفتر رياست اتاق غربي تبديل به دفتر جلسات شده است. بررسي كاربريهاي موجود و طرح ارائه شده براي بنا: طبق مشاهداتي كه از بنا در مدت زمان تقريباً زياد داشتيم و نوع روابط و سيركولاسيون بين قسمتهاي مختلف بنا را ديديم. تا حدودي بر ما آشكار شد كه اين روابط تعريف شده نبوده و صرفاً كاربريها در فضاهاي مختلف معماري بنا قرار داده شده است. بهتر بود با شناخت از فضاهاي معماري بنا و نيز كاربريهاي قرار بود به فضاهاي مختلفي كه بنا بود به بنا داده شود تصميمگيري در مورد باززندهسازي بنا انجام ميشد. طرح ساماندهي فعاليتهاي موجود در بناي آرامگاهي اسرار: بسيار بجاست كه ابتدا كاربريهاي موجود ليست شده و سپس ارتباطات فضاي بين آنها شناخته و آنگاه با شناختي كه از فضاهاي معماري بنا داريم تصميم براي باززندهسازي بنا انجام شود. جدا كردن كاربريهاي موجود به دو قسمت اول كاربريهاي مرتبط به آرامگاه و هم كاربريهاي چه اداري مربوط به سازمان بسياري از مشكلات ارتباطي بين فضاها را حل خواهد كرد. در داخل كوشك بنا قسمتي براي معرفي آثار حكيم سبزواري قرار داده شده است. و نيز اشياء بسيار زيادي به شكل پراكنده از قطعات كوزههاي سفالي گرفته تا قبور سنگي هنري و در فضاي آزاد مورد حمله و هجوم باران و باد و نيز آسيبهايي است كه افراد بازديد كننده به بنا وارد ميكنند قرار دادن اشياء موزهاي موجود در سطح بنا در 4 حجره اطراف آرامگاه كه داراي درب ورودي از داخل آرامگاه است و بستن دربهاي مستقيم دسترسي از فضاي اصلي باغ با المانهاي شيشهاي كه نيز تغييري در ساختار بنا داشته باشيم راه مطلوبي به نظر ميرسد و حجره ديگر در ضلع جنوبي بنا ميتواند محل انبار براي آثار موزهاي (مخازن موزه) و ديگري كتابخانه مرحوم ملاهادي سبزواري شود. برداشتن اتاقكهاي فلزي كه ورودي بنا را بسيار بدچهره كرده است از ديگر طرحهاي موجود براي ساماندهي بنا ميتواند باشد. رامپي در قسمت شمال شرقي بنا قرار دارد كه محل دسترسي به قسمت اداري واقع در جنوب بنا است بهتر است شكل رامپ به شكل اوليه خود برگشته از ورود اتومبيل به داخل فضاي تاريخي جلوگيري شود. قراردادن قسمتهاي مختلف اداري سازمان ميراث فرهنگي در قسمت انتهايي بنا با در نظر گرفتن سيركولاسيون و ارتباطات فضايي بسيار مناسب به نظر ميآيد. در اين جا ممكن است با كمبود فضا براي قسمتهاي مختلف سازمان مواجه شويم كه به دليل آن كه سازمان داراي ساختمانهاي ديگري در سطح شهر ميباشد. عمارت كاروانسراي فرامرزخان به قسمت معاونت حفظ و احياي سازمان اختصاص داده شده است اين مشكل به راحتي قابل حل ميباشد. تأمين نور لازم به شكل بسيار فني با در نظر گرفتن اين نكته كه نور نيز ميتواند براي اشياء موزهاي و بنا ايجاد مشكل كند بسيار حائز اهميت است در برخي از قسمتهاي ساختمان از اندود گچ بر روي ديوارهها استفاده كردهاند كه بايستي اين اندودها حذف و بنا به حالت ديرين خود بازگردد. تفاوت ديگري نيز در شكل بنا به صورت بسيار آشكار جلوهگر است و آن استفاده از در و پنجرههاي بسيار ناهماهنگ با ساختار بنا است در برخي از موارد نيز خطوط سيمهاي برق و مخابرات در بنا ديده ميشود كه آنها نيز بايستي حذف شود. قسمت ديگر در طرح ساماندهي بايد بدان پرداخت همانگونه كه در يكي از تصاوير مشخص است قرار گرفتن تابلو برق و تابلو مخابرات در ديد عموم است كه بايستي به شكلي پوشيده شود كه به ديد نيايد. استفاده نكردن از المانهايي مانند ميزهاي بزرگي كه ديد بنا را دچار مشكل ميكند نيز از ديگر طرحهاي ساماندهي بنا محسوب ميشود. كفسازي بنا نيز به شكل بتني ميباشد بايستي به شكل اوليه خود برگشته يعني ميتوان از المانهايي مانند آجر خطايي براي كفسازي استفاده كرد. پنجرههاي ناهماهنگ بنا بايستي برداشته و به شيوه قديم از پنجرههاي چوبي استفاده شود. در طرح باغسازي بنا نيز بايستي تا حدودي بازنگري شود. در اين مورد ميتوان از خرنههاي آجري به شكل كلاغ پر به جاي بلوكهاي سيماني استفاده كرد. قسمتهايي از بنا خصوصاً در ديوارههاي طاق نماهاي جنوب بنا نياز به بندكشي دارد. سرويسهاي بهداشتي در محل مناسب قرار گرفته است. كاشيهاي معرق در قسمتي از بنا در اثر رطوبت و فرسايش كه در قسمتي از عكسها ديده ميشود نياز به مرمت دارد. المانهاي آينهكاري بايستي مجدد به بنا افزوده شود. ايزوله سطح گنبد نيز كه در زمان گذشته انجام شده بايستي مورد بازبيني قرار گيرد. تعدادي از كاشيهاي تيره گنبد كه دچار لب پر شده است بايستي مرمت شود. در ضمن نردههاي ورودي به هيچ عنوان با شكل بنا هماهنگ نيست. سنگ قبرهايي در قسمتهاي مختلف كفسازي مشاهده ميشود كه نياز است برخي از آنان كه داراي ارزش تاريخي يا هنري هستند با ملاژ جابجا شود. ارائه تابلو مناسبي در محل ورودي كه به سيماي كلي بنا آسيبي وارد ننمايد براي معرفي اداره ميراث و نيز آرامگاه اسرار الزامي است.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 21:46 توسط محمد عباسی
|
دوستان گرامی از تمامی شما ها که من رو با نظر خواهی تون کمک میکنید سپاسگذارم ولی خواهشی که از تمام شما دارم این است که نظرات خودتون رو به صورت کنایه ذکر نکنید .
بلکه به صورت شفاف ارائه نمائید تا بنده هم بتونم از این نظرات استفاده کنم با تشکر
محمد عباسی
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 23:52 توسط محمد عباسی
|
خلاصه:مشخصه شهرهاي اسلامي، شرحي بر شكل فضايي كاروانسراها، خانهها، قصرحاكم و ديوانخانه ـ بيروني و اندروني، ايوانها وبادگيرها، تالارهاي پذيرايي، زيرزمينها، سردابهها و حوضخانهها ـ دكانها و بازارهاي شهر، بازارهاي روز، حمامها، مساجد و شكل عمومي آنها.
مقدمه– هنر معماري اسلامي از لحاظ زيبائي و تناسب به حدي در دنياي قديم (آسيا، افريقا و اروپا) تاُثير كرده كه تا مدتها معماران مسيحي تحت تاُثير اصول آن بوده و از قوانين تزئينات داخلي آن در كليساهاي و ابنيه خود استفاده ميكردهاند. مطالعه در اين رشته كه بتدريج قسمتهاي مختلف آن از نظر خوانندگان عزيز خواهد گذشت ما را به فلسفه نقوش و تزئينات اسلامي كه در بناها و شهرهاي مختلف شرق و غرب به چشم ميخورد آشنا ميسازد.
البته تاريخ معماري اسلامي و تزئينات داخلي و هنرهاي مختلف آن در كشورهاي مختلف اسلامي جهان مورد بحث قرار خواهد گرفت و تاُثير آن روي ابنيه مسيحي بعد از اسلام بدقت بررسي مي شود. دانشمندان فن آثار و ابنيه اروپائي را كه از قديم باقي مانده چندان كه بايد مورد دقت قرار ندادهاند و در راه تدوين تاريخچه و توصيف عمارات الحمراء وبعضي مساجد مصر بيت المقدس بذل توجه نمودهاند. در صورتي كه براي مطالعه در اصول ساختن شهرهاي مختلف كشور ما و ساير كشورهاي اسلامي لازم است ابتدا قسمتهاي مختلفي را كه يك شهر اسلامي بدان احتياج دارد از قبيل: مساجد، خانهها، قصور، بازارها، حمامها و گورستانها و طرز شهرسازي از لحاظ تناسب، و همچنين وضع جغرافيائي و كيفيت استفاده از مواد مختلفي كه در هر منطقه براي ساختمانها يافت ميشود مورد بررسي قرار داد.
نمونهاي از شهرهاي اسلامي ـ پس از اينكه پرچم اسلامي به اهتزاز درآمد در پيرامون كعبه ( خانه خدا ) كه در دوران پيش از اسلام بتكده بزرگ اعراب بدوي بود خانههائي ساخته شد.
زايريني كه از فرسنگها راه براي زيارت مي آمدند براي سكونت احتياج به مكاني مناسب داشتند و از اين روي كاروانسراهاي متعددي ساخته شد. اين كاروانسراها محوطه هائي مربع شكل حياط مانند داشتند كه در وسط آن آب انبارهائي رو پوشيده قرار داشت. دور تا دور اين محوطه صفههائي مي ساختند كه از سطح حياط بالاتر بود و در هائي به حجرههاي كوچك داشت كه محل استراحت زايرين و مسافران بود. در پشت اين اطاقها و در سراسر چهار گوش حياط، دالاني سرپوشيده قرار داشت كه محل اطراق شترها و قاطرهاي كاروان بشمار ميرفت.
|
پس از آن قصر حاكم شهر و ديوان خانه بود كه به ديوارهاي سفيد كنگره دار محصور شده و درب قطور و دروازه مانندي داشت كه هميشه نگهبانان و شرطهها بر آن پاس ميداند. داخل قصر بدو قسمت تقسيم شده بود كه هر يك دري جداگانه به خارج داشت. اين دو قسمت عبارت بود از قسمت بيروني كه محل جلوس شيخ حاكم و ياران او بود. در اين قسمت تالاري وسيع با پنجرهها و بادگير هاي مشبك قرار داشت، كه پيوسته گذرگاه بادهاي صحرائي بود. در اطراف ساختمان، ايوانهاي وسيع سر پوشيده قرار داشت كه به طارمي هاي ظريف مشبكي منتهي مي گشت و پنجرهها و درهاي ساختمان به اين ايوانها باز مي شد. اين ايوانها براي خنك نگاه داشتن تالارها نقش بزرگي بازي مي كرد، اين بادگيرها كه از يك طرف به داخل زير زمين و سرداب و طالارها راه داشت از طرف ديگر تا بام خانهها، به صورت برجي با كاشيهاي مشبك كه به رنگهاي لاجوردي و آبي و زرد ساخته شده بالا ميرفت. |
|
|
| |
|
اين بادگيرها از يك طرف هواي گرم را از حفرهاي پر پيچ و خمي مي گذرانيد تا وقتي كه به سردابها و تالارها ميپيچيد بسيار خنك باشد و از طرفي هواي دم كرده را از زير زمينها به بالا ميبرد. اطاقهاي ديگري هم در اطراف تالار ديوان خانه وجود داشت كه عبارت بود از تالاري مجلل و اطاقهاي كوچك ديگر كه براي پذيرائي و استراحت مهمانان شيخ اختصاص داده شده بود و همچنين قراولخانه كه محل استراحت قراولها و انبار اسلحه آنها بود. در قسمت ديگر قصر كه در پشت ساختمان بيروني قرار داشت اندروني بود. در قسمت اندروني تالارهاي مجلل و وسيع و همچنين اطاقهاي كوچك و با انواع توريها و پارچهها زينت يافته بود قرار داشت. |
زيرزمينهاي اندرون كه محل استراحت روزانه شيخ بود ديوارها با كاشي كاريهاي معرق به رنگهاي آبي و لاجوردي و بنفش و سبز و سياه كه مجموعه آنها با خطوط و سطوح هندسي يا اسليمي و خطائي به نظر ميرسيد تزئين شده بود و نور كمي را كه از پنچرهاي بالا به درون مي تابيد مانند نور ماه بسيار كمرنگ و رؤيائي منعكس ميكرد.
در ميان سردابها حوضخانههاي بسيار زيبا بشكل كثير الاضلاعهاي هشت گوش بنا ميكردند.
حوضها با كاشي هاي فيروزه اي و فوارهها كه منبع هاي آب آن در بالاي بام يا تپه هاي مجاور شهر قرار داشت به بالا جستن ميكرد و به فضا خنكي مطبوعي ميبخشيد. در چهار طرف از هشت گوش اطراف حوض سكوهائي از سنگ مرمر به اطاقهاي هلالي شكل كه برروي ستونهائي نارنجي از گل پخته با لعاب فيروزه اي رنگ قرار داشت بچشم ميخورد. در داخل صفهها كه با بورياهاي بسيار ظريف بافته شده بود بالش هائي نرم از مخمل قرار داشت كه محل نشستن حرم شيخ و سوگليها بود كه در آنجا آزادي كاملي داشتند.
البته ساختمان حرمسرا با درختهاي موز و نخل خرما كه برگهاي پهني داشت و ديگر درختان و گلهاي مناطق گرمسير از نظرها پنهان ميشد و پنجرهها به شيشه هاي رنگيني مزين بود كه نور را چون منشوري تجزيه مي كرد و به درون تالارها ميپراكند.
پس از قصر حاكم ساختمان خانهها، دكانها و بازارهاي شهر قابل ذكر است. البته در محوطه هاي وسيعي در كنار حصار شهر در روزهاي معيني از هفته از اطراف و اكناف و حتي از شهرهاي ديگر بازرگانان و كشاورزان كالاها و محصولات و مصنوعات خود را در دكانهائي كه با چوب و تخته و پارچه از آفتاب محفوظ بوده است عرضه مي نمودند.
گاهي براي انواع و اقسام تفنن و بازيها مانند جنگ خروسها يا سر شاخ شدن گاوها گاهي هم براي تردستيها و شعبده بازيها مكانهائي با چوب بشكل سكو ميساختند كه دور تا دور آن مردم مي ايستادند و با پرداخت مختصر پولي سرگرم مي شدند. البته در اين بازارها شعراي قصيده سرا چكامه هاي خود را مي خواندند و شيوا ترين آنها را بر پوست آهو مي نگاشتند و بشكل لوله طوماري از دكهها ميآويختند و جوائز هنگفتي كه از طرف مردم جمع شده بود به فصيحترين شعرا اعطا ميگرديد.
البته در يك بازار تعداد طاقها به وسعت بازار بستگي داشت افزايش و بزرگي دهانه هر دكان نيز به اندازه دهانه يك طاق وابسته بود. با در نظر گرفتن گرمي هوا در اين شهرها البته وجود سقفهاي ضربي و قوسدار بازار به تلطيف و خنكي هوا كمك مؤثري ميكرد.
حمامها: حمام هاي شهرهاي اسلامي اگر چه تحت تاُثير حمام هاي رومي محوطه بسيار بزرگي بود كه بزرگان و مردم اغلب امور بازرگاني و سياسي خود را در آن حل و فصل ميكردند ولي مشخصات ديگري هم داشت كه ذيلاً به آن اشاره مي كنيم: [16] حمامها از يك رخت كن و يك گرمخانه و يك قسمت سرد خانه تشكيل مي شد. سرد خانه يك محوطه كثيرالاضلاع هشت گوش با گنبدي كه در بالاي آن شيشهها يا سنگهاي مرمر، نوري زرد و مات از خود ميگذرانيد و محوطه حمام را روشن ميساخت. حوض و حوضچه هائي با فواره در وسط اين محوطه وجود داشت و سكوهائي براي رخت كني در اطراف قرار گرفته بود.
دالانهائي اين قسمت را به محوطه گرم خانه منتهي ميكرد در آن جا سكوهاي سنگي براي شستشو و همچنين حوض هاي آب گرم وجود داشت اين حوضها توسط ديگهاي بزرگ چدني كه تون ناميده ميشد گرم ميگشت. نور حمامها معمولاً از بالاي طاقي هائي كه با شيشه يا سنگ مرمر پوشيده شده بود تأمين ميگشت.
در ضمن چاههاي دهانه گشاد و عميقي در كنار حمام وجود داشت كه به وسيله گاو و مشكهاي بزرگ پيوسته آب را از اعماق زمين برا ي گرم شدن و استفاده در حمامها ميكشيد. حوضهاي بزرگ استخر مانند (چاله حوض) كه از آب سرد پر شده بود براي شنا ضمن استحمام ساخته ميشد.
مساجد: هر شهري يك مسجد بزرگ به نام مسجد جامع داشت كه در اعياد مذهبي مانند عيد قربان مي بايست امام جمعه در پيشاپيش اهالي شهر در آن به نماز بايستند. و پس از آن مساجد كوچكتري هم بودند كه در هر محلهاي وجود داشت.
ساختمان يك مسجد از قسمتهاي زير تشكيل مي شد:
از درب ورودي كه بسيار بزرگ ساخته شده بود به محوطه كه سقا خانهاي سنگي در وسط آن قرار گرفته وارد ميشدند و دو دالان در طرفين اين محوطه قرار داشت كه به صحن مسجد منتهي ميشد. صحن از يك حياط مستطيل يا مربعي شكل وسيع كه در وسط آن حوض وسيعي براي وضوي مؤمنين ساخته شده بود تشكيل مييافت.
سكوئي براي نماز جماعت از سنگ در جلو پيشخوان مسجد قرار داشت. در ضلع جنوبي، شبستاني كه گنبد بزرگ مسجد بر روي آن مستقر گشته قرار گرفته و در دو طرف ديگر محوطه هاي سر پوشيده وسيعي با طاقهاي ضربي و ستونهاي كوتاه سنگي كه كف آن از گليم يا بوريا پوشيده شده و براي اقامت و بيتوته مسافرين و رهگذران و سياحان و زائرين اختصاص داده شده بود. هر مسجد بزرگ يك يا چند مدرسه در كنار خود داشت. اين بناها كه مخصوص طلاب علوم ديني است از حجره هاي كوچكي مشبكي به خارج داشت و در جلو آنها ايواني بود كه با يك يا چند پله به محوطه حياط مدرسه وارد ميشد.
حجرهها محل بيتوته شاگردان و پلهها محل بحث طلاب بود. هزينه ساختمان اين مدارس از محل اوقاف مجامع مذهبي است.
شهرها اصولاً روي تپهها بنا ميشده است.
ديگر از امكنه مورد لزوم يك شهر ساختمان بقاع و تكايا و گورستانها بود كه معمولاً در اطراف امام زادهها و بقاع بزرگان مذهبي بنا ميشده است.
معمولاً سنگ قبر مقدسين اسلامي به وسيله معجرها و پردهها پوشيده ميشده است.
بقاع و گورستانهاي مردم در خارج و اطراف شهر قرار دارد. اين منظره قسمتهائي از يك شهر اسلامي بود.
در مقاله آينده درباره سبك معماري و تزيينات ساختماني كه در يك شهر اسلامي بدان اشاره شد در كشورهاي مختلف و زمانهاي تاريخي گوناگون بحث خواهيم كرد.
منوچهر شيباني
مقاله درج شده در مجله هنر ومردم شماره ۳ در دی ماه ۱۳۴۱
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 23:48 توسط محمد عباسی
|
سال 86، سال مرمت و پژوهش در گنبد سلطانيه بود
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 0:10 توسط محمد عباسی
|
دانشجويان رشته حفاظت ومرمت بناهاي تاريخي ورودي سال يكهزارو سيصدو هشتادوچهاردانشگاه تربيت معلم سبزوارفارغ التحصيل مي شوند.
ترم چهارم بود همگي در حال تلاش براي خوندن واسه كارشناسي ناپيوسته بودن البته من نه آخه من 5 ترمه شدم واسه زبان 3 واحدي لعنتي كه روز امتحان خواب موندم ،منم دبير انجمن علمي بودم كه ديدم يه روز نامه اي به دفتر انجمن اومد كه قراره واسه ورودي 84جشن فارغ التحصيلي دانشگاه برگزار بكنه آقا سرتون رو درد نيارم روز جشن فرار رسيد ومن به كمك خانم نرگس خيرآبادي آقاي محتشم رو دعوت كرديم واسه جشنمون ايشون هم اومدن وتوي كلاس 159همگي يك ساعت به شروع جشن توي كلاس بوديم واون روز انگار نه انگار كه كنكوري بود همه توي حال وهواي اون روز هايي بودن كه قرار بود از هم ديگه جدابشيم وبه قول معروف نخود،نخود هركه رود خانه خود.كه توي اين يكي دوساعتي كه با آقاي محتشم بوديم يكي از جالب ترين بحث ها خاطرات بود واينكه نظر آقاي محتشم در مورد هر كدوم از بچه ها كه دوست داشتن بدونن البته اونم به خواهش خود بچه ها .
جشن شروع شد وهمگي دست جمعي به سالن آمفي تئاتر دانشگاه سالن استاد محمد تقي شريعتي پدر استاد علي شريعتي رفتيم
بعد از موسيقي وبرنامه هاي جنبي يكي از برنامه هايي كه داشتند تقدير از دبيران انجمن هاي علمي بود كه وقتي به گروه ما رسيد اسم رشته ما رو اينطوري بردند (رشته مرمت آثار باستاني)ونام من رو هم توي اين لوح مجيد عباسي برده بودند كه من هيچ اعتراضي به نام خودم نكردم ولي وقتي رفتم لوح خودم رو از آقاي دكتر فغاني(مدير فرهنگي) بگيرم به ايشون گفتم واقعا متاسفم از اينكه در دانشگاهي دارم درس ميخونم كه مدير فرهنگي اين دانشگاه بعد ازچند سال پذيرش دانشجو در اين رشته هنوز به طور كامل وصحيح نام رشته ما رو نميدونه چه برسه به كاركرداين رشته وقتي اومدم پايين بچه ها خوشحال شدن پس از شنيدن اين ماجرا .
برنامه ها طبق برنامه ريزي قبلي خوب داشت اجرا مي شد تا رسيديم به دادن لوح هاي فارغ التحصيلي به تمام دانشجويان اسامي رشته ها رو مي بردند واز دانشجويان اين رشته تقاضا مي كردند تا برن ولوح هاي خودشون رو بگيرن ما همين طور منتظر بوديم كه ديديم نام تمام رشته ها روبردن وبچه ها مي رفتند لوح هاي خودشون رو مي گرفتند ووقتي نوبت به رشته ماشد وبچه ها همگي رفتند تا لوح هاي خودشون رو بگيرند كه من پايين واستاده بودم تا از بچه هاي در حال گرفتن لوح عكس بگيريم وهماهنگي ميكردم كه ناگهان از ميكروفن پخش كردند كه متاسفانه به علت شكسته شدن زياد لوح ها لوحي سالم باقي نمانده كه بچه ها در كمال شرمندگي صحن رو خالي كردند و من خيلي سريع خودم رو به پشت قسمت هماهنگي رسوندم و به صورت خيلي عصباني با آقاي شريفي شروع كردم به سروصدا كه آقا اگه راست ميگيد همون شكسته ها رو به بچه ها بدين جواب بچه ها با من كه اونجا متوجه شدم كه لوح به تعداد دانشجويان ما نياوردن واصلا مارو به حساب نياوردن وزود اومد قسمت پايين وجلوي آقاي دكتر فغاني رو گرفتم به ايشون به صراحتا گفتم كه آقا در اين كار قصدوغرضي وجود دراه واون هم از بي لياقتي هاي بعضي ها نشعت ميگيره ومن كه خيلي اعصابم خورد بود ديدم كشوندن كنار بچه ها واسه گرفتن عكس يادگاري كه توي دست آقاي فعال فقط يك دونه لوح بود اونم معلوم نبود چطوري به دست ايشون رسيده بو شايد هم امانتي از كسي گرفته بود .خلاصه برنامه تموم شد وهمگي براي صرف شام به سلف سرويس رفتيم كه ما پسرا غذا هامون رو توي ظرف يك بار مصرف كرديم واز شدت عصبانيت نتونستيم توي سلف در كنار همه بچه ها غذا بخوريم آخه توهين خيلي بدي در اين جلسه به ما كردند البته اين آوردن غذا براي خوردن در فضاي سبز به معناي نشانه اعترض نبود بلكه جنبه دورهم نشستن داشت اونم در يك شب خوب روي سبزها .
بعداز خوردن غذا خانوم هاي كلاس هم به جمع ما پيوستن وهمگي يكي دو ساعتي كنارهم نشستيم واول كه بگو بخند بود وكم كم با صحبت هاي بچه ها از روزهاي اول وبرخورد هاي اول اشك تو چشم همگي جمع شد مثل الان من كه دارم اين مطالب رو تايپ ميكنم توي جمع ما جالب بود فقط مرمتي ها ي هشتادوچهاري ها نبودن بلكه رفقاي ما يعني هشتادوپنجي هاهم بودن وهمينطور مامان خانم نوري وخانم سمامي شب داشت ميرفت كه يكي از كاركنان ونگهبانان دانشگاه اومدوتذكر دادكه هرچه زودتر تا درب خوابگاههاي دخترانه رو نبستن برين آخه احتمال داره واستون درد سرساز بشه وما همينطورداشتيم خاطره تعريف ميكرديم كه راننده آمبولانس اومد طرف ما كه تذكر بده كه بريم وبچه ها كه از اول شب ناراحت بودن از دست مسئولين اين بنده خداي سريش رو گرفتن به توپ وتشر اما خوب اونم خيلي پيله بود تا كار خودش رو نكرد دست از سر ما ورنداشت آخه با لا سر ما وايستاده بود كه ديگه بچه ها هم خسته بودند وهمگي از هم خداحافظي كرديم .
صبح روز بعد كه از خونه اومديم دانشگاه متوجه شديم كه واسه خانوم هاي خوابگاهي نامه كميته انظباطي اومده بود كه شما دير وقت به خوابگاه ها رفتين در حالي كه اين بنده هاي خدا راس ساعت مقرر توي خوابگاه ها بودن ولي متاسفانه مسئول خوابگاه دستگاه رو دستكاري كرده بودند.نكته ي جالبي كه توي اين قضيه بود كه نميدونم چطوري به صورت شبانه حكم كميته واسه اين بنده هاي خدا صادر شده بود البته به ما نگفته بودن كه دانشگاه اونم مسئولينش شبانه روزي براي بالا بردن سطح كيفي دانش دانشجويا ن كار مي كنند ،نكته جالب تر اينجا بود كه حكم يك شبه صادر شد ولي جواب اون يك ماه طول كشيد تا كه گفتن ما اشتباه كرديم ولي خوب خوبيش اين بود كه بعد از يك ماه جوابشون يك نامه اي بود كه در اون نامه اومده بود ما اشتباه كرديم وهيچگونه تخلفي صورت نگرفته.
راستي فراموش كردم بگم لوح هاي ماروچطوري دادند: يك روز توي يكي از آتليه هاي دانشكده جلسه اي تشكيل دادند وبا حضور آقاي دكتر فغاني ودكتر مولوي رئيس دانشكده وآقاي ايرانشاهي مدير گروه وبا معذرت خواهي از دانشجويان لوح ها رو تقديم كردند كه به آقاي دكتر فغاني هم گفتم ارزش اين لوح ها فقط همان چند ثانيه اول بود كه شما ارزش اين لوح ها را ازبين بردين واين لوح ها از اين به بعد جنبه دكوري دارد.نه معنوي
در اين جلسه مشكلات گروه هم مطرح شد اما دريغ از رفع كردن حتي يكي از آن هزار
اين بود گوشه كوچكي از اتفاقات جالب جشن فارغ التحصيلي ما
البته اینها چیزایی بود که من یادم بود از همه بچه های مرمتی اونم هشتادوچهاری خواهش میکنم عکسها ومطالب خودشون رو واسه من بفرستن تا من تو وبلاگم استفاده کنم.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:47 توسط محمد عباسی
|
بچه هاي مرمتي اونم هشتادوچهاري آقاي محتشم كه يادتونه آره آقاي محمد رضا محتشم همون استادي كه كمال تواضع وادب ايشون همه مارو متعجب كرده بود همون استادي كه ساعتي كه باهاشون درس داشتيم تمام بچه ها تو كلاس از اول تا آخر روي صندلي هاشون ميخ مي شدن ،همون استادي كه قبل از بچه ها توي كلاس مي اومد وآخر از همه مي رفتن
امروز يعني سه شنبه ۳/۲/۸۷ كه براي كاري به دانشگاه رفته بودم يكي از بچه ها مژده اومدن آقاي محتشم رو به من داد وگفتن الان يعني ساعت 12 تا 1/30توي كلاس 261 (كلاس 2سال خاطره هر مرمتي)به دعوت بچه ها گفت وگو داريم راجع به همين كتابهايي كه يكي ودوماه گذشته چاپ كرده بودن 1-مسجدي وبيهقي 2-رنج ايراني در جنگ جهاني 3-نقش سادات در منم به كلاس رفتم وبا اجازه از ايشون وكمكي احوال پرسي روي يكي از همين صندلي هاي جلو نشستم اما شايد باورتون نشه در حالي كه يكي دو سالي بيشتر از اون روز ها ميگذره كه همگي سر كلاس ايشون بوديم اما بازم صحبتاشون اون طراوت وتازگي رو داشت تنها چيزي كه فرق كرده بود بچه هاي اون كلاس بودن كه در اينجا فقط ميتونم بهتون بگن جاتون خالي.
آقاي محتشم توي صحبتاشون اشاره اي به كتاب خُلق خَلق (1)وخَلق خُلق(2)كه 17 سال تمام براي اين كتاب كاركرده ومقاله سكوتشون كه به گفته خودشون 7سال براي تدوين اين مقاله زحمت كشيدند،كه اميدارم هرچه زودتر اين كتابها ومقالات ايشون هم چاپ بشه .
راستي سكوت كه يادتون نرفته اون جلسه اي كه رفتيم توي فضاي باز دانشگاه وموضوع همين سكوت بود ،سكوت در معماري ،سكوت در موسيقي و...
با آرزوي سلامتي وتندرستي براي اين استاد عزيز وگرامي
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 22:44 توسط محمد عباسی
|
سلام سال یکهزاروسیصدوهشتادوهفت برشما دوستان گرامی من مبارک باد ان شاالله .
مرمتی های ۸۴ سلام درسته از آشنایی ما حدود سه سالی است که میگذره اما باور کنید تمام شما دوستان در ذهن من مانند همان روزهای اول هستید.
خواستم با این وسیله تبریکی عرض کرده باشم به اونایی که شمارشون رو نداشتم وبگم اگه یه موقع هایی هم بیکارشدید وحواستید از شهر سبزوار واساتید مرمتی خود خبری بگیرید من در خدمتم وبگم من که شما دوستان رو هرگز فراموش نمی کنم وبه یادتونم
قربان شما
عباسی
۰۹۱۵۱۷۰۳۶۱۶
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 19:11 توسط محمد عباسی
|
معرفی شهرستان سبزوار
شهرستان سبزواردر غرب استان خراسان رضوی واقع گردیده و از شمال با شهرستان های جاجرم و اسفراین از خراسان شمالی و از مشرق با نیشابور ، از جنوب با شهرستان های کاشمر و بردسکن و از مغرب به شهرستان شاهرود از استان سمنان محدود است .بافت اقلیمی شهرستان کوهستان ، دشت و بیابان است.
بر اساس متون قدیمی ، سبزوار در دوره طاهریان بخشی از بخشهای دوازده گانه بیهق بوده است .
در وجه تسمیه سبزوار آمده : سبزوار در اصل ساسویه آباد بوده است و گفته اند ابن ساسویه " یزد خسرو " بود که خسرو شیر جوین خسرو آباد بیهق و خسروجرد را بنا کرده است . مردمان این را " سابزوار " نوشتند و گفتند " سبزوار " .
مرحوم حسن پیر نیا در کتاب ارزشمند " تاریخ ایران باستان " جوین و سبزوار را جزو قلمرو " پارتیان " آورده که قبل از تشکیل دولت " اشکانیان " توسط پارتها ، جزو قلمرو " پارتیان " آورده که قبل از تشکیل دولت " اشکانیان " توسط پارتها ، جزو سرزمین خاصه آنها بوده است . آثارو شواهد باستانی بررسی شده در این شهرستان اهمیت منطقه را تا مرحله استطاعت داشتن یکی از چهار آتشکده بزرگ ایران زمین تایید کرده و آن بقایایی یک چهار تاقی سنگی در کوههای ریوند سبزوار است که آتشکده "اذر برزین مهر " پنداشته شده است . سبزواردر سال سی هجری به تصرف مسلمین در آمد و سپس توسط ایلخانان مغول تصرف شد که در اواخر سال 736 هجری موجب قیام سربداران شد . سربداران دست ایلخانان را از سبزوار کوتاه کردند و بیش از پنجاه سال نه تنها بر سبزوار که به بخش عمده ای از خراسان حکومت کردند.
نشانه های دیر پایی و شکوه و عظمت فرهنگ و تمدن شهر سبزوار آثار و ابنیه محوطه های باستانی متعدد و متنوعی است که درسرتاسر شهرستان بر جای مانده و هریک بیان کننده ارزش های دینی ، فرهنگی و فنی می باشد . کهن ترین محوطه های باستانی سبزوار که بقایای آبادیهای وسیع و معتبر می باشند پیشینه ای از پنج تا سه هزار سال دارند . از دوران تاریخی نیز تا کنون حداقل یک مجموعه معماری متعلق به ساسانیان در ریوند سبزوار بر جای مانده است . اما عصر طلایی شکوفایی فرهنگ و تمدن منطقه ، قرون اولیه اسلام تا اواخر قرن هشتم هجری بوده که آثار و نشانه های آن دوران در عرصه وسیع سبزوار شناسایی شده اند که شناخت آنها از جایگاه والای سبزوار در عرصه فرهنگ و تمدن ایران زمین ارائه می کنند .
آرامگاه حاج ملا هادی سبزواری
این آرامگاه متعلق به فیلسوف بزرگ شرق حاج ملا هادی سبزواری می باشد .ایشان دز شب شنبه 21 ذی الحجه سال 1212 ه . ق متولد گردید . تحصیلات مقدماتی اش را در سبزوار سپری کرد و برای ادامه تحصیلات به شهرهای مشهد و اصفهان عزیمت نمود . ایشان بعد از 77 سال عمر گرانمایه در سال 1289 ه . ق وفات نمودند . آرامگاه وی در باغ شخصی وی بناشده است .از مهمترین آثار وی آثار الحکم و دیوان اشعار می باشد که تخلص شعری وی اسرار بوده است . این بنا ار آثار دوره قاجارمی باشد و به شماره 1334 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است .
آدرس : سبزوار – میدان گارگر.
مسجد پامنار
مسجد آدینه یا پا منار کهن ترین مسجد سبزوار است که بنیاد اولیه آن به اواسط قرن سوم ه . ق بر می گردد . این بنا بر اساس نوشته ابوالحسن بیهقی در کتاب تاریخ بیهق ، در سال 317 ه . ق توسط امیر ابوالفضل زیاری تجدید بنا گردیده و در سال 420 ه. ق به دست خواجه امیرک دبیر برای مناره ای ساخته شده که همچون منار جنبان اصفهان می جنبد و حدود 17 متر ارتفاع دارد . مسجد نام خود ( پا منار ) را از همین منار گرفته است . تزئینات مسجد شامل کاشیکاری در ایوان ورودی ، آجر کاری بر روی بدنه مناره و کتیبه های آجری می باشد .
آدرس سبزوار – خیابان بیهق
مسجد جامع
بنای این مسجد عظیم به دوره سرداریه و به عهد علی موءید آخرین امیر سریداری
مربوط می شود . و دارای دو گلدسته عظیم و دو ایوان شمالی و جنوبی است و در شرق و غرب آن نیز شبستان هایی موجود است که شبستان شرقی آن در گذشته با یک پلکان در زیر زمین قرار گرفته که در تابستان روی سقف آن و زمستانها در درون آن نماز می گذاراده اند که در سالهای قبل از انقلاب تخریب و به صورت کنونی در آمده است . چهار لوح سنگی نیز مربوط به فرامین شاه طهماسب دوم صفوی در دیوارهای آن نصب شده است . ( قرن 7 و 8 ه . ق ) نمای بیرونی بنا در دوره پهلوی ایجاد گردیده است .
آدرس : سبزوار – خ بیهق
کاروانسرای فرامرز خان
این رباط در ضلع غربی فلکه کارگر (زند ) قرار دارد . بنا به کوشش حاج فرامرز خان ( والی سبزوار ) ساخته شده است و از نوع کاروانسراهای 4 ایوانی می باشد. تزئینات زیبا به شکل سمبوسه ای و پروانه ای در سقف هشتی ورودی از ویژ گی های خاص آن است . این بنا مانند تما م کاروانسراها شامل : شاه نشین ، بار انداز ، اصطبل ، و صحن داخلی می باشد . کاروانسرای فرامرز خان تا مدتی پس از ساخت مورد استفاده کاروانها بوده است و در آغاز دوره پهلوی به عنوان نوانخانه مورد بهره برداری قرار می گرفت . از آن زمان به کانون بینوایان معروف شد . تا اینکه به میراث فرهنگی واگذار گردید ه و اکنون واحد حفظ و احیا ء اداره میراث فرهنگی و گردشگری سبزوار در آن استقرار یافته است . بنای کاروانسرا ی فرامرز خان بزودی به موزه مردم شناسی و کارگاه هنر های سنتی تغییر کاربری می یابد . قدمت این بنا به دوره قاجاریه می رسد .
آدرس : سبزوار – خیابان بیهق شرقی نرسیده به فلکه کارگر
میل خسروگرد :
این مناره طبق کتیبه موجود بر روی ساقه آن در سال 505 ( ه . ق ) در عهد سلجوقی ساخته شده است و البته در منابع مکتوب آمده که در سال 413 نیز توسط سفر نامه نویسان دیده شده است . ارتفاع این مناره 33 متر می باشد . آجر کاریهای روی ساقه بیانگر هنر والای دوره سلجوقی می باشد . قابل ذکر است که بر خلاف افکار عمومی که آنرا مناره مسجد می دانند ، این بنا یک مناره منفرد بوده و جهت راهنمایی مسافران احداث گشته است .
آدرس : سبزوار – 5 کیلو متر ی جاده سبزوار - شاهرود
مصلی تاریخی سبزوار
بنای مصلی تاریخی سبزوار متعلق به عهد سربداریه است ( قرن 7 و 8 ه . ق ) اما در بعضی منابع نیر به دلیل شباهت عناصر معماری به دوره صفویه منصوب گشته است . مردم از دیر باز برای برگزاری نمازهای عیدین ، جمعه و نماز طلب باران به این مکان می رفته اند . سقف مصلی بسیار عالی و ماهرانه ساخته شده و یازد ه متر ارتفاع دارد . از لحاظ ظرافت و مهارت و ساخت ضربی جناغی در سایر ابنیه خراسان کمتر دیده می شود و در یک روایت دیگر خانقاه چند تن از بزرگان سربداری بوده که بعد از فوت در همانجا نیز مدمون گشته اند .
آدرس : سبزوار – میدان شهدا
مسجد آق قلعه
این بنا در واقع شبستانی از یک مسجد نسبتا بزرگ دوران ایلخانی است ، مشتمل بر
یک ایوان ورودی نسبتا بلند ، یک هشتی در انتهای ایوان ، دو سالن مسقف بلند در طرفین هشتی و یک گنبد رفیع آجری که بر فراز هشتی استوار شده است . به نظر میرسد محوطه وسیع و محصوری که مسجد در میان آن ساخته شده شالوده شهری همانند شهر سلطانیه بوده که همزمان با آن در اوایل قرن هشتم هجری در اق قلعه ریخته شده و تا دوران فتحعلیشاه از رونق برخوردار بوده است .مسجد آق قلعه ار بنایهای آجری معتر دوران ایلخانی و بنا بر کتیبه گریوار گنبد متعلق به سال 712 هجری قمری می باشد این بنا در سال 1377 به شماره 233 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است .
آدرس : سبزوار – بخش جوین 80 کیلومتری شمال غرب سبزوار بین دو روستای قادر آباد و فتح آباد.
آرامگاه کاشفی
این آرامگاه متعلق به مولانا کمال الدین کاشفی مشهور به واعظ سبزواری متوفی در سال 910 ( ه . ق ) می باشد . ایشان از فضلای نامی اواخر عهد تیمور ی است و با سلطان حسین میرزا بایقراط و امیر علیشیر نوائی معاصر بوده است . از تألیفات کاشفی میتوان از کتابهای انوار سهیلی ( ساده شده کلیله و دمنه ) صحیفه شاهی ، روضه الشهدا ، تفسیر حسینی ( تفسیر قرآن مجید ) ، اخلاق محسنی ، اسرار قاسمی و .... را نام برد . بنای آرامگاه کاشفی در سال 1353 ( ه . ش ) توسط انجمن آثار ملی طراحی و ساخته شده و به شماره 3516 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است .
آدرس : سبزوار – خیابان خواجه نظام الملک ( شهدا )
آتشکده آذر برزین مهر
آتشکده " آذر برزین مهر " بر فراز پشته ای صخره ای ، بین دو بازه در کوههای ریوند مهر سبزوار قرار گرفته است . ریوند به معنی " ریباس " و ریواس گیاهی است که از آن در دوره آریایی ، شرابی به نام " هوم " می ساخته اند و در جشن های مذهبی استفاده می کرده اند و بر این اساس می توان سنخیت فرهنگهای ایران و و هند و اروپایی و هند و ایرانی را بررسی کرد.
آذر برزین مهر یکی از سه آتشکده معروف ساسانیان و متعلق به طبقه ی کشاورزان آن دوران بوده است . بنای آتشکده کاملا از مصالح سنگ است . پلان آن به صورت چهار طاقی است . ورودی آن از ضلع شمالی بوده و دیگر طاقهای آن مسدود بوده است . تالار محرا ب از اضلاع شرقی و غربی بوده است .
آدرس :سبزوار - ریوند
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 0:11 توسط محمد عباسی
|
